ابوالقاسم رادفر

4

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

سال 394 ه تولّد يافته با وى معارضاتى داشته و در اشعار خود مكرّر از كسايى نام برده است . « 4 » كسايى پس از ترك دربار و اختيار كردن گوشهء انزوا ، طريق زهد و تقوا و وارستگى و طاعت حق پيش گرفت و به سرودن اشعار پندآميز پرداخت و در منقبت و مدح پيغمبر اكرم ( ص ) و اولاد طاهرش شعرهايى به نظم آورد . با اين كه كسايى ديوان اشعارى داشته كه تا نيمهء دوم قرن ششم موجود بوده ولى متأسّفانه از بين رفته است ، زيرا در زمان تأليف كتاب معتبر النقض ، ديوان كسايى به رؤيت مؤلّف كتاب مذكور رسيده بود چنان كه او در اين باره مىنويسد : « همه ذكر مناقب و مدايح پيغمبر اكرم و آل طاهرين اوست . . . » « 5 » همانطور كه اشاره شد كسايى از شيعيان و معتقدان به خاندان عصمت و طهارت بود و آنچه نيز موجب جلوه و برجستگى خاص وى در ميان ساير سخنوران گرديده ، يكى همين اعتقاد وى به مذهب تشيّع و اخلاص او به خاندان پيغمبر اكرم ( ص ) است كه اين نكته از پاره‌اى از اشعار بازماندهء او استنباط مىشود . بالاتر از همه ، سخن نويسندگانى معتمد و موثّق دربارهء او كه خود مؤيّد اين معنى است . مانند قول صاحب النقض . . . با توجّه به تعصّبات شديد مذهبى در قرن چهارم و پنجم و به عهد پادشاهى غزنويان و سلجوقيان سخن از مدح و منقبت على و اولاد او گفتن كارى ساده و آسان به نظر نمىرسيد و مستلزم داشتن ايمانى كامل و شهامتى كم نظير بود . و اين كسايى مروزى است كه در چنين دورانى على را زين الاصفيا و فخر اوليا و امام المتقين و ركن مسلمانى مىداند و او را فاضل‌تر از همه كس بعد از نبى اكرم مىشمارد و به بانگ بلند مىسرايد : « 6 » مدحت كن و بستاى كسى را كه پيمبر * بستود و ثنا كرد و به دو داد همه كار آن كيست بدين حال و كه بوده‌ست و كه باشد * جز شيرِ خداوندِ جهان حيدر كرّار اين دين هُدى را به مَثَل دايره‌اى دان * پيغمبر ما مركز و حيدر خطِ پرگار علم همه عالم به على داد پيمبر * چون ابر بهارى كه دهد سيل به گلزار « 7 » در آن روزگار تيرگى و تعصّب كه برخى از كوردلان بى ايمان براى على و اولاد او قائل به هيچ گونه فضايلى نبودند و گاهى براى دشنام و طعن و لعن او نيز محملى مىتراشيدند

--> ( 4 ) . همان ، صص 4 و 5 . ( 5 ) . همان ، ص 6 . ( 6 ) . همان ، صص 19 - 21 . ( 7 ) . پيشاهنگان شعر پارسى ، ص 136 .