ابوالقاسم رادفر
مقدمه 34
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )
گويد آن كاو را منم مولا ، على مولاى اوست * زينهار از طاعت او گر كسى سر در كند جشن نوروز وى است امروز كز كاخ امام * بانگ كوس و تهنيت گوش فلك را كر كند « 57 » ستايش و مناقب مولا على ( ع ) در اشعار شاعران دورهء معاصر به ويژه شاعران بعد از انقلاب اسلامى نسبتا زياد است . با اين حال نمونههايى از آن اشعار در حدّ امكان ضمن كتاب حاضر آمده است ، امّا بايد اذعان كرد كه حق مطلب آن طور كه بايد و شايد ادا نشده و احتمالا كتاب حاضر ، غث و سمين فراوان دارد ، چه بسا نام بعضى شاعران برجسته و اشعار ناب آنان در اين مجموعه خالى است و بالعكس اشعارى آمده باشد كه چندان قوى نباشد . شايد عمدهء دليل آن كمى وقت و عدم دسترسى به آثار اين عزيزان باشد . به هر صورت اميدوارم كه اين نارسايىها را بر نگارندهء اين سطور ببخشايند . ضمنا اين نكته نيز گفتنى است كه البتّه جاى بعضى مباحث در اين كتاب خالى است چنان كه در برخى موارد همانند ذكر مناقب على ( ع ) در فتوت نامهها ، ساقىنامهها و اشعار عاميانه كما بيش اشارهاى كوتاه رفته است . امّا آن طور كه بايد و شايد كارى درخور صورت نگرفته كه ان شاء اللّه جداگانه بدان پرداخته خواهد شد . نكتهء آخر اين كه رشيد وطواط را رسالهاى است با نام مطلوب كلّ طالب كه در آن صد عبارت از جملات قصار حضرت مولا ( ع ) را افزون بر اندك شرحى به فارسى و عربى ، در صد قطعهء دو بيتى به پارسى گردانده است ، اينك نمونهاى از كار او تيمّنا در پايان سخن ذكر مىشود . آنچه نايد به كار مردم را * گر به جستنش هيچ بگرايد فوت گردد ز دست او بى شك * آنچه او را همى به كار آيد كه ترجمهاى آزاد است از : « هر كه چيزى را بجويد كه سودى ندارد ، آنچه را سودى دارد ، از دست بدهد . » « 58 » در پايان سخن از توجه و همكارى صميمانه جناب آقاى دكتر مهدى گلشنى رياست محترم پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى نهايت تشكر و سپاسگزارى را دارم ، چرا كه بى يارى ايشان تدوين و تأليف اين اثر امكان پذير نبود . همچنين از تمامى زحمات
--> ( 57 ) . يادنامهء علامه امينى ، صص 419 - 430 . ( 58 ) . تجلّى قرآن و حديث ، ص 42 .