ابوالقاسم رادفر

مقدمه 30

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

دلبر از ما به صد اميد ستد اوّل دل * ظاهرا عهد فراموش نكند خلق كريم ( ديوان / 386 ) كه مضمون مصراع دوم بىشباهت به تعابير موجود در اين سخنان مولا ( ع ) نيست : « كريم چون وعده دهد ، وفا كند و چون بيم دهد چشم پوشد » يا : « شيوهء كريمان وفاى به عهد است . » « 53 » در اشعار مولانا عبد الرحمن جامى ( متوفّى 898 ه ق ) كه به خاتم الشعرا معروف است مدايح فراوانى در ارتباط با خاندان رسالت وجود دارد به ويژه در قصايد و غزليات او كه چند مديحه در منقبت امير المؤمنين على بن ابى طالب و حسين بن على و امام موسى كاظم ( عليهم السلام ) ديده مىشود كه اين‌ها برهانى قوى است بر اعتقاد و باور قلبى اين شاعر عارف . جامى در ركن ششم كتاب شواهد النّبوه كه دربارهء زندگينامهء پيغمبر اسلام ( ص ) و اثبات نبوّت اوست از صحابهء رسول و اهل بيت رسالت سخن گفته و به تاريخ احوال و ذكر فضايل و مناقب ايشان پرداخته و كرامات و خوارق عادات منسوب به آنان را جمع آورده است بدين صورت كه وى پس از ذكر خلفاى اربعه ، به ذكر مناقب ائمّهء اثنى عشر پرداخته و از على بن ابى طالب ( ع ) تا حجة بن الحسن ( ع ) به احترام و ادب بسيار از يكايك ائمه سخن گفته است . امّا اشعارى كه مستقلا در مدح ائمّهء شيعه سروده متعدّد است كه معروف‌ترين آنها قصيدهء معروف اوست كه در هنگام توجّه به نجف اشرف گفته كه در متن كتاب حاضر آمده است : مىبوسم آستانهء قصر جلال تو * در ديده اشك عذر ز تقصير ما سلف يا در مقالهء چهارم تحفة الاحرار حكايت بيرون آوردن پيكان را از بدن مبارك على ( ع ) به تمثيل به نظم آورده : شير خدا شاه ولايت على * صيقلى شرك خفى و جلى « 54 » الى آخر و موارد ديگر كه بيانگر اشتياق و ميل باطنى شاعر به پيشگاه مولا على ( ع ) است . شاعران بعد از جامى تا دورهء معاصر غالبا اشعارى در مدح حضرت امير ( ع ) دارند ، به ويژه از قرن نهم هجرى تا پايان عصر صفوى كه اكثر شعراى فارسى گوى ايرانى

--> ( 53 ) . تجلّى قرآن و حديث ، صص 272 - 273 . ( 54 ) . جامى ، صص 137 - 142 .