ابوالقاسم رادفر
مقدمه 27
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )
( مثنوى ، ج 1 / بيت 46 - 2048 طبع نيكلسون ) تعبير بانگ رحيل به مرگ در كلّيات شمس : اين بانگ از پيش و پس بانگ رحيل است و جرس * هر لحظهاى نفس و نفس سر مىكشد در لا مكان ( غزل ، 1789 / 673 ) ناظر است بر اين كلام حضرت امير ( ع ) : و . . اعلم انّك انّما خلقت للآخرة لا للدّنيا ، و للفناء لا للبقاء ( و بدان كه تو براى آن جهان آفريده شدهاى نه براى اين جهان ، و براى نيستى نه براى زندگى جاودان ) . « 43 » يا اين بيت مثنوى : پس كجا زارد كجا نالد لئيم * گر تو نپذيرى به جز نيك اى كريم ( مثنوى ، ج 2 / 335 ) كه ياد آور اين نيايش حضرت امير ( ع ) است : « خداى من ! اگر تو نبخشايى جز نيكوكاران و پيراستگان را ، پس چه كسى دست گيرد گنهكاران و هوس فرسودگان را . » « 44 » يا : ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را هر يكى چون كهرباست ( مثنوى ، ج 6 / 2900 ) كه هم سمت و همسو با اين سخنان مولا ( ع ) است : ( هر چيز به همجنس خود مىگرايد . » يا : « هر فرد به همسان خود گرايش دارد . ) « 45 » سعدى هم از جمله شاعران و نويسندگانى است كه سخت تحت تأثير نهج البلاغه و كلام درر بار مولا على ( ع ) قرار گرفته و كمتر شعر و حكايتى از او مىتوان يافت كه در آنها به نوعى متأثّر از كلام الهى و احاديث نبوى و سخنان مولى الموحدين على ( ع ) نباشد . اگر چه سعدى به طور مستقيم چندان به ذكر مناقب مولا ( ع ) نپرداخته ، امّا بايد گفت در كليات سعدى نمونههاى فراوانى از اين برخوردارى و بهرهمندى وجود دارد كه ياد آور سخن مولاست . در اينجا به ذكر نمونههايى بسنده مىشود .
--> ( 43 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، نامهء 31 ، صص 303 - 304 و نهج البلاغه ، ترجمهء مصطفى زمانى ، صص 707 - 708 . ( 44 ) . تجلّى قرآن و حديث ، ص 234 . ( 45 ) . همان ، صص 240 - 241 .