ابوالقاسم رادفر

مقدمه 25

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي )

كه يادآور اين نيايش حضرت مولا ( ع ) است : « خداى من ! اين خواجگى مرا بس كه غلام توام و اين بزرگى مرا بس كه تو خواجهء منى . » يا اين بيت : بدان خود را كه از راه معانى * خدا را دانى ار خود را بدانى ( خسرو و شيرين / 411 ) كه الهام گرفته از اين سخن معروف مولا ( ع ) است : « هر كه خويش را شناخت ، خداى خويش را شناخت . » « 38 » عارفان و شاعران عارف پيشه با توجّه به اين كه سر حلقهء ارادت خود را به مولاى متقّيان على ( ع ) مىرسانند بيش از ديگر شاعران ، از كلام حضرت امير ( ع ) متأثّرند از جمله عطّار نيشابورى ( متوفّى 627 ه ق ) كه علاوه بر ذكر منقبت مولا على ( ع ) در اكثر آثار منظومش - كه در متن بدان‌ها اشارت خواهد رفت - از مضامين كلام على ( ع ) بهره‌ها برده كه تيمّنا و به عنوان نمونه به ذكر دو مورد بسنده مىشود . بيا تا ترك خود گيرم كه خود را * بتر از خويش دشمن مىندانم ( ديوان / 456 ) اين بيت الهام گرفته از حديث نبوى « دشمن‌ترين دشمنان تو نفس توست كه در درون تو جاى دارد . » و كلام مولا على ( ع ) است كه « نفس تو نزديك‌ترين دشمن توست . » . همين مضمون در بيت زير هم آمده : چون بلاى خويشتن ديدم وجود * از وجود خويش پنهان مىزيم ( همان / 502 ) شاعران ديگر چون سنايى ، مولوى و سعدى هم اين مفهوم را در اشعار خود آورده‌اند . « 39 » يا ابيات : دل ز دست ديده در ماتم بماند * ديده رويت ديد ، دل در غم بماند آنچه من از ديده ديدم كس نديد * و آنچه من از دل كشيدم كس نديد ( منطق الطير / 74 ) كه همخوان و خون با اين سخنان مولا ( ع ) است : « ديده پيك دل است . » يا « چشم‌ها طلايه‌داران دل‌هايند . » يا « چشم پيشواى فتنه‌هاست . » بسنجيد با : ز دست ديده و دل هر دو فرياد * كه هر چه ديده بيند دل كند ياد

--> ( 38 ) . همان ، صص 196 و 205 . ( 39 ) . همان ، صص 224 - 225 .