احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
77
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
[ 15 ] ميرزا داراب بيك « جويا » از سخنوران سدهء يازدهم هجرى است كه در كشمير به دنيا آمد و در تبريز نشو و نما يافت . اجداد جويا مانند بسيارى از مردم پاكستانى امروز از ايران به كشمير رفته و در آنجا مسكن گزيدهاند - سرگذشت او چنان كه بايد روشن نيست . سيد على حسنخان مؤلّف تذكرهء صبح گلشن نوشته است : « منشأ وى تبريز و مولد او و برادرش كامران گويا خطّه كشمير بوده و با سالك قزوينى و طالب كليم همبزمى داشته و بعد از غنى كشميرى استاد سخن سنجان آن ديار بوده است » تاريخ وفات او را به اختلاف سال 1110 و 1118 قمرى ذكر كردهاند كه تاريخ اخير به صحّت مقرونتر است . در منقبت حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام « 1 » نيافت سوز من از چرب نرميت 2460945 خ 0 1 خ تسكين * فزايد آتش سوداى شمع را تدهين 8560945 خ 0 2 خ نهان به پردهء تمكين بود ترا شوخى * به رنگ معنى برجسته در كلام متين چو داغ لالهء نشكفتهام ز كثرت غم * گره شد آه گلوسوز در دل خونين دلم ز ياد جمال تو زيب و زينت يافت * قفس چنان كه ز طاووس مىشود رنگين فرو رود به زمين سايهات چو ريشهء سرو * قدم به راه گذارى اگر به اين تمكين ز ديدن تو گل و غنچه رنگ و دل بازند * به سير باغ خرامى اگر به اين آيين ز ذكر نام تو چندان به خويش باليدم * كه خانهام شده لبريز من بسان نگين سواره در نظر ما خوش آب و رنگترى * كه از تو رشك نگين خانه است خانهء زين مرارت غمم از دل زدود شور لبت * چو لوز 4460945 خ 0 3 خ تلخ كه مىگردد از نمك شيرين
--> ( 1 ) كليات جويا - به اهتمام دكتر محمد باقر - چاپ دانشگاه لاهور ، 1337 شمسى / 1959 ميلادى .