احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

54

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

براى مهر عقيق سخنورت ما را * سفينه از رقم خون ديده موج زنست نگين مهر سليمان چه قيد راه شود * ترا كه مهر نبوت چراغ انجمنست عدو كه با شكرت زهر داشت زير نگين * چو دور حلقه خاتم به گردنش رسنست بدور نقش نگين خجسته فرجامت * كه حرف روشن او شمع آسمان لگنست مثال نظم فغانى كه يافت مُهر قبول * سواد خامهء او مُهر خاتم سخنست برين صحيفهء فيروزه تا ز خامهء صنع * نشان دايرهء مهر نقطه پرنست نشان مُهر تو بر كاينات باد روان * چو آفتاب كه طغراى حكم ذو المننست * * *