احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
48
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
به هفت حج و به هفتاد حج برابر كرد * زيارت تو رسول از كرامت ذو المن 9250945 خ 0 12 خ به كعبهء تو همه عمره كرده اهل صفا * چو حاجيان به مشاعر توجّهى متقن بر آفتاب ، جمال تو زان شرف دارد * كه بر كواكب رخشنده آفتاب علن به آفتاب چه نسبت كنم جمال ترا * كه آفتاب تو را ذرّهاى است از روزن ز مرقد تو بهشت برين يكى منظر * ز روضهء تو رياض جنان يكى گلشن به بوى 0350945 خ 0 13 خ آنكه بيابد ز مشهدت بويى * صبا به خاك خراسان همى برد ممكن 1350945 خ 0 14 خ منم كه درس ثناى تو مىكنم تكرار * به صبح و شام و به روز و شب به سرّ و عَلَن 2350945 خ 0 15 خ به خاك روضهء پاك تو آرزومندم * چو خاك تشنه به باران و تن به خاك وطن بود كه بار دگر سر بر آستان نياز * به خاكبوس درت مفتخر شود لب من نمىرسد به ثناى تو ذهن ابن حسام * مگر ثناى تو حسّان 3350945 خ 0 16 خ كند به وجه حسن * * *