احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

8

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

و ستايش آنان وا مىدارد ، بويژه انسانهاى حسّاس و نكته‌ياب و نكته‌دان ، فرمانروايان ملك سخن ، شاعران و گويندگان گوهر شناس و فضيلت شعار - گويندگانى كه با تعهّد اسلامى و علاقهء دينى و اخلاقى ، بدور از هر گونه تعصّب ، شيفتهء حق و حقيقت بودند ؛ شاعرانى كه در برابر عظمتهاى راستين سر تعظيم فرود آوردند ، و ما ، خوشبختانه در اين هزار و چهارصد سال كه از ظهور اسلام مىگذرد ، از سپيده‌دم بعثت تا عصر حاضر ، از اين قبيل گويندگان نامدار سخندان بسيار داشته‌ايم و داريم ؛ و اشعار بسيار در دواوين شاعران در ستايش فضيلتها و والائيها . اين چنين اشعار و شاعرانى نه تنها از نظر پيشوايان بزرگوار دين اسلام مردود نبودند ، بلكه شخص رسول مكرم ( ص ) به گواهى سيره‌هاى موجود ، چنين شاعران متعهدى را مورد تشويق و تأييد قرار داده و به آنان صله عطا فرموده است . از آن جمله‌اند : حسّان بن ثابت ، عبد اللّه بن رواحه - كه به وسيلهء پيامبر ( ص ) به سيّد الشعراء ملقّب گرديد - و كعب بن زهير و حتى بانوانى همچون حضرت خديجه ( ع ) همسر فداكار و وفادار پيامبر گرامى ، رقيّه نوهء هاشم بن عبد المطلب و عاتكه دختر عبد المطلب . اينكه در قرآن مجيد آمده است : « وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ . أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ » 4279845 خ 0 1 خ يعنى : شاعران را پيروى مىكنند گمراهان . آيا نديدى كه ايشان در هر وادى سرگشته مىروند و به آنچه كه مىگويند عمل نمىكنند ؛ تنها به شاعران مشرك و هوسباز گمراهى متوجّه است كه پيامبر اكرم ( ص ) را هجو مىكردند و به كلام الهى باورى نداشتند . چه بعد از آن بخش آيهء مباركه كه نقل كرديم ، مىفرمايد « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » يعنى : « جز آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته نمودند و خدا را بسيار ياد كردند و يارى مىشوند در برابر ظلمى كه به آنان شده و به زودى خواهند دانست آنان كه ستمكار بودند به كدام جاى باز مىگردند . » كافران آيات بينات قرآن را با اشعار هوس آلود خود مقايسه مىكردند و مىگفتند « وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ » 5279845 خ 0 2 خ يعنى « . . . آيا ما به خاطر شاعرى ديوانه دست از خدايان خود برداريم ؟ » و اما قرآن در پاسخ اين گرو