احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
114
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
كدام آيت رحمت به ساحتت شده نازل * كه مىزند ز شرف عرصهات به عرش برين دَقّ 0280945 خ 0 19 خ تويى كه خاك ترا همچو تاج از پى زيور * فلك نهاده به تارَك 1280945 خ 0 20 خ فرشته هشته به مفرق 2280945 خ 0 21 خ چنان كه هوش به سر فيض با فضاى تو مُنضَم 3280945 خ 0 22 خ * چنان كه روح به تن روح با هواى تو مُلصَق اگر به طور تجلّى كند فروغ فضايت * شود ز جلوهء آن طور چون تُراب مُدّقق 4280945 خ 0 23 خ به سر سپهر برين را بود هواى پريدن * بدان اميد كه گردد به خاك كوى تو ملحَق 5280945 خ 0 24 خ ز نور بيضهء بيضا 6280945 خ 0 25 خ ربوده فرّ تو فرّه * فراز طارم امكان زده است قدر تو بيدق عيون اهل خرد از غبار تست مكحّل 7280945 خ 0 26 خ * رقاب 8280945 خ 0 27 خ خلق به طوق پرستش تو مطوّق 9280945 خ 0 28 خ بنزد قبهء عاليت هفت گنبد گردون * چو پيش كوه دماوند هفت دانهء جوزق 0380945 خ 0 29 خ دلى كه نيست هواخواه آستان تو بادا * طَعين 1380945 خ 0 30 خ تيغ مصيقل نشان سَهم 2380945 خ 0 31 خ مفوّق 3380945 خ 0 32 خ اگر نه مركز چرخستى اى بناى مشيّد * چرا به گرد تو مىگردد اين دوازده جوسَق 4380945 خ 0 33 خ ز صد يكى ز فزون اندكى نمود نيارد * شمار منقبتت را دو صد جرير و فرزدق 5380945 خ 0 34 خ مگر تو مقصد ايجادى اى رواق معظّم * كه هست هستى نه چرخ از وجود تو مشتق