محمد على مجاهدى

95

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

نيست و همچنين شعرى از اشعار جعفر بن محمد بن على العطار پيش ايشان نيست ، و پيش او شعر ابى جعفر از بهترين شعرها بوده زيرا كه او در آن معانى لطيفه اختراع كرده و بر نظراى خود از رودكى و رازى بدان شعر فايق شده و ابو الفضل در حق او فرموده كه : ابو جعفر در روزگار خود همچو امرء القيس است در روزگار خود . . . . » « 1 » نظر ابن عميد دربارهء ابو جعفر قمى و شعر او را بايد جدى گرفت و حمل بر تعارف نكرد ، چرا كه او همان اديب پرآوازه‌اى است كه صاحب بن عباد به خاطر همصحبتى و ملازمت وى به اين نام مشهور شده است . ابن عميد در « ادب » و « ترسل » چنان مهارتى داشته كه به جاحظ دوم معروف گرديده و كسى در اين دو رشتهء علمى به پايهء او در آن روزگار ( - تا سال 395 ه . ق كه سال درگذشت اوست ) نرسيده است . « 2 » مسلما اگر پانزده باب از بيست باب تاريخ قم به تاراج روزگاران نرفته بود ، داورى امروز ما دربارهء اولين شاعر فارسى زبانى كه داراى آثار منظوم عاشورايى بوده به گونه‌اى ديگر بود زيرا از سدهء يك تا چهارم يكصد و سى نفر از شعراى آيينى و پرآوازه در قم مىزيسته‌اند كه به دو زبان فارسى و عربى شعر مىگفته‌اند ولى متأسفانه امروز حتى يك بيت از آنان بر جاى نمانده است . « 3 » بنابراين تنها مطلبى كه مىتوان دربارهء كسائى مروزى گفت اين است كه شايد قديمىترين شعر مكتوب در پيشينهء شعر عاشورا در زبان فارسى از او باشد . برگزيده آثار عاشورايى در اين كه كسائى مروزى داراى مذهب شيعه بوده و به خاندان عصمت و طهارت از ژرفاى جان ارادت داشته است ، ترديدى وجود ندارد : مدحت كن و بستاى كسى را كه پيمبر * بستود و ثنا كرد و به دو داد همه كار آن كيست بدين حال ؟ كه بوده‌ست و كه باشد * جز شير خداوند جهان حيدر كرار ؟ اين دين هدى را به مثل دايره‌اى دان * پيغمبر ما : مركز و ، حيدر : خط پرگار علم همه عالم به على داد پيمبر * چون ابر بهارى كه دهد سيل به گلزار

--> ( 1 ) . تاريخ قم ، حسن بن محمد بن حسن قمى ، ترجمهء حسن بن على قمى ، به تصحيح سيد جلال الدين تهرانى ، ص 1 و 11 و 18 . ( 2 ) . معارف و معاريف ، ج 1 ، ص 77 . ( 3 ) . شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى ، پاورقى ص 51 .