محمد على مجاهدى
710
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
شعر پر استعاره دارى تو * آسمانى ستاره ، دارى تو جاىْ جاى تو مرقد شهداست * گل سرخ بهاره دارى تو تير خورده كبوترى زخمى * حنجر پاره پاره دارى تو شرحهْ شرحه شهيد عاشورا * بحر خون بىكناره دارى تو تنِ با سنگريزهها يكسان * زير سُمّ سواره دارى تو با ستم ، سنگ و تير باراندند * بارهها بر جنازهها راندند عاشقى ، سخت امتحان مىداد * عاشقانه به عشق جان مىداد زخمهايش اگرچه كثرت داشت * نفسش ، عطر باغ وحدت داشت هر نفس ، خون زخمها جارى * تربت قتلگاه ، گلنارى بر و دوشش ز نيزهها خسته * آينه ، ريزْ ريز بشكسته قتلگه ، تربتى الهى داشت * آينه ، صورتى الهى داشت * * * آن همايى كه بر فلك پر زد * پر زخمى به عرش داور زد آسمان را به زير پا بگذاشت * بيرق عاشقى به عرش افراشت زخمهايش ، هنوز تازهترند * دردها ، شعلهاى گدازهترند « 1 » 101 . وليئى ، قربان در سال 1346 در صحنهء كرمانشاه به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات دورهء متوسطه وارد دانشگاه شد و به اخذ مدرك فوق ليسانس در رشتهء زبان و ادبيات فارسى نايل آمد . آثارى كه تا كنون از او منتشر شده عبارتند از : گزيدهء غزلهاى مولوى ( نشر همراه ، سال 76 ) ، گزيدهء غزلهاى سعدى ( نشر همراه ، سال 80 ) ، گزيدهء اشعار پروين اعتصامى ( نشر همراه سال 77 ) ، گزيدهء شعر نو ( نشر همراه سال 78 ) ، مجموعه غزل شماره ( 83 ) از سرى گزيده ادبيات معاصر ( نشر نيستان ، سال 79 ) .
--> ( 1 ) . آفتابترين انتخاب ، هادى وحيدى ، ص 56 تا 59 .