محمد على مجاهدى
642
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
جنون برقى زد امشب ، تا به رنگ آب پاشيدم * كنار حجله پيش از سوختن خاكستر خود را و عرش از كربلا تصوير كمرنگىست ، هان اى عشق ! * دگر پرواز لازم نيست ، برگردان پر خود را « 1 » 72 . قزوه ، عليرضا « در سال 1342 خورشيدى در گرمسار ديده به جهان گشود . قزوه از شاعرانى است كه بعد از انقلاب اسلامى نشو و نماى يافت . اكثر آثارش در قالبهاى آزاد و غزل است . تا به حال دو مجموعهء شعر به نامهاى : « از نخلستان تا خيابان » و « شبلى و آتش » از او به چاپ رسيده . اخيرا نيز مجموعهاى از غزلهاى معاصر را از شاعران انقلاب انتشار داده است . قزوه داراى ليسانس حقوق قضايى است و در روزنامهء اطلاعات مشغول به كار است » . « 2 » نگاه تازه ، تركيبات بديع و دلنشين ، زبان ساده و صميمى ، فضاى عاطفى و تصويرى ، و غناى محتوايى از شاخصههاى اشعار عاشورايى اوست و رويكرد جدّى وى در به تصوير كشيدن مفاهيم ارزشى و كليدى فرهنگ عاشورا ، ستودنى است . قزوه در شعر آيينى دستى به تمام دارد و اين غزل عاشورايى او در شمار سوگنامههاى ممتاز عاشورايى معاصر است : ظهر دردآلود نخستين كس كه در مدح تو شعرى گفت ، آدم بود * شروع عشق و آغاز غزل شايد همان دم بود نخستين اتّفاق تلختر از تلخ در تاريخ * - كه پشت عرش را خم كرد - يك ظهر محرّم بود مدينه نه ، كه حتّى مكّه ديگر جاى امنى نيست * تمام كربلا و كوفه غرق ابن ملجم بود فتاد از پا كنار رود ، در آن ظهر دردآلود * كسى كه عطر نامش آبروى آب زمزم بود
--> ( 1 ) . دانشنامهء ادب فارسى در افغانستان ، تهران ، مؤسسه فرهنگى و انتشاراتى دانشنامه ؛ از حنجرههاى شرقى ، شعر شاعران حوزه علميه ، به كوشش عبد الرضا رضائىنيا . ( 2 ) . غزلهاى شاعران امروز ، ص 689 .