محمد على مجاهدى
625
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
شكايت پيش پيغمبر برم ، مبهوت و حيرانم * ز بيداد مسلمانان و يا كفار ، يا هردو ؟ به روى صفحه از درياى طبع پرگهر ( عابد ) * فشاند لؤلؤ تر يا دُرِ شهوار يا هردو ؟ « 1 » 60 . عادلى ، محمد صادق در سال 1348 در شهر غزنهء افغانستان به دنيا آمد و در نوجوانى در مدرسه علميهء زادگاهش به تحصيل علوم دينى پرداخت و پس از آغاز جنگ و تجاوز ارتش سرخ روسيه به خاك ميهنش ، ابتدا به پاكستان و بعد به ايران مهاجرت كرد . چندى در شهر اصفهان به تحصيلات حوزوى خود ادامه داد و سپس راهى شهر قم گرديد و در حوزه علميه اين شهر سرگرم تكميل آموختههاى دينى خود شد . عادلى را ، شاعرى غزلسرا مىشناسند و رويكرد جدى او به مقولههاى دينى و عرفانى ، به سرودههايش رنگ ديگرى بخشيده است . غزل مرثيهء او در سوگ سالار شهيدان ( ع ) خواندنى است . داغى كه از تمامى غمها بزرگتر . . . آه اى عطش ! ز وسعت صحرا بزرگتر ! * موجى ، ولى ز باور دريا بزرگتر روشنترين ستارهء در آسمان عشق ! * اى روشنى ، ز عالم بالا بزرگتر ! از پرتو صداقتت آيينه ، سبز شد * نورى به ذهن آينه ، امّا بزرگتر آتش گرفت آب از آن داغ ملتهب * داغى كه از تمامى غمها بزرگتر ننگى كه بر جبين تماشا نشسته است * ننگىست از تمامى دنيا بزرگتر عالم به رغمِ آنكه دلش مرد ، زنده شد * چون چشمهء زلال عطش ، يا بزرگتر « 2 » 61 . عاصى ، عبد القهّار اين شاعر و نويسنده افغانى در سال 1335 در درّه « پنجشير » به دنيا آمد و تحصيلات خود را در كابل به پايان برد و موفّق به اخذ دانشنامه در رشتهء گياهشناسى از دانشگاه كابل شد .
--> ( 1 ) . تحفهء سرمدى ، به كوشش محمد على فتى ، قم ، چاپ حكمت ، چاپ اول ، سال 1347 ، ص 210 و 211 . ( 2 ) . مجله بلاغ ، شماره ( 4 ) ؛ مشرق گلهاى فروزان .