محمد على مجاهدى

601

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

پس از پيروزى انقلاب اسلامى به جرگه شعراى نام‌آشناى انقلاب پيوست و با صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران همكارى تنگاتنگ خود را آغاز كرد و در برنامه‌هاى : « تا به خلوتگاه خورشيد » ، « تا به سرمنزل عنقا » ، « سيرى به پاى دل » و « نواى نى » مشاركت جدى داشت . اين اديب وارسته و فروتن تخلص شعرى خود - جذبه - را از عارف دل افروخته‌اى به نام سيد محمد متخلص به « مجذوب » گرفت و بعدها به افتخار دامادى اين مرد ميدان سير و سلوك نايل آمد . استاد شاهرخى از چهره‌هاى ماندگار شعر فارسى و از چهره‌هاى شاخص شعر آيينى در روزگار ماست . رفتار فروتنانهء اين استاد فرهيخته مىتواند الگوى بسيار خوبى براى اهل شعر و ادب باشد و منش اخلاقى او به عنوان يك شيوهء سلوكى موفق و كارآمد مورد اقبال جامعهء هنرى كشور قرار گيرد . « در غبار كاروان » ، « تجلّى عشق » و « گزيدهء ادبيات معاصر ، شمارهء 21 » از آثار به چاپ رسيدهء اوست و « خلوتگاه عشق » خود را كه منظومهء عاشورايى او در قالب مثنوى و حاوى 1077 بيت است ، به پيشگاه سالار شهيدان حضرت امام حسين ( ع ) تقديم داشته و آن را به سبك و سياق گنجينهء اسرار عمان سامانى سامان داده است . تركيب‌بند عاشورايى 1 آزاده‌اى كه كعبهء دلهاست كوى او * دارند چشم ، اهل دو عالم به سوى او صاحبدلان كنند به شكرانه جان نثار * در مقدم صبا به نسيمى ز كوى او اى جان فداى همت آن عاشقى كه بود * در راه دوست كشته شدن آرزوى او دلداده‌اى كه بود به محراب وصل دوست * از جويبار خون همه غسل و وضوى او كردند جان نثار چو عقد نماز بست * ز آزادگان عشق دو تن پيش روى او لب‌تشنه جان سپرد به جانان كسى كه بود * سرچشمهء حيات نَمى از سبوى او در خون تپيد آنكه دو عالم حقير بود * در من يزيد عشق ، به يك تار موى او در ساحل فرات چو لب‌تشنه شد شهيد * سيراب گشت مزرع دين ز آبروى او