محمد على مجاهدى

597

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

او در سال 1269 به دنيا آمد و به سال 1347 شمسى در سنّ 79 سالگى بدرود حيات گفت و در گورستان ظهير الدوله شميران به خاك سپرده شد . وى از استادان مسلم زبان فارسى به شمار مىرفت و در دو رشتهء نظم و نثر آثار ماندگارى را از خود به يادگار گذاشت . ده نفر قزلباش ، گوشه‌اى از زندگى لطفعلى خان زند ، نىزن بيابان ، امثال سائره ، فرهنگ زبان و داستان تاريخى محمود افغان از آثار قلمى او به شمار مىرود و « يادگار سخنيار » و « راز الهام » عنوان دو مجموعهء اشعار اوست . مسرور علاوه بر زبان‌هاى فرانسه و انگليسى با خطّ ميخى و زبان باستانى ايران نيز آشنايى داشت و از محضر بسيارى از بزرگان از جمله فرصت الدوله شيرازى ( 1271 - 1339 ق ) بهره‌ها برده بود . « 1 » اين مثنوى كوتاه حسين مسرور از بهترين نمونه‌هاى شعر عاشورايى معاصر است كه در آن زبان حال حسن مثنّى ( ع ) را در شامگاه روز عاشورا به تصوير كشيده است : بزمگاه شهيدان نكوتر بتاب امشب اى روى ماه * كه روشن كنى روى اين بزمگاه بسا شمع رخشندهء تابناك * ز باد حوادث فرو مرده پاك حريفان به يكديگر آميخته * صراحى شكسته ، قدح ريخته به يك سوى ، ساقى برفته ز دست * به سوى دگر مطرب افتاده مست بتاب امشب اى مه كه افلاكيان * ببينند جانبازى خاكيان مگر نوح بيند كزين موج خون * چسان كشتى آورد بايد برون ببيند خليل خداوندگار * ز قربانى خود شود شرمسار كند جامه موسى به تن چاك چاك * عصا بشكند بر سر آب و خاك مسيحا اگر بيند اين رستخيز * صليب و سُلُب « 2 » را كند ريز ريز محمد سر از غرفه آرد برون * ببيند جگر گوشه را غرق خون « 3 »

--> ( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، سيد محمد باقر برقعى ، ج 5 ، ص 3277 و 3278 ، و يادگار سخنيار ، دكتر محمد سياسى ، چاپ 1348 ، ص 12 تا 17 . ( 2 ) . سلب : جامه‌هاى سياه كه در عزا بر تن كنند ، مفرد آن سلاب . ( 3 ) . يادگار سخنيار ، ص 92 تا 95 .