محمد على مجاهدى
588
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
رياضى ، ملك الشّعراى آستان قدس رضوى و كريمهء اهل بيت ( ع ) بود و ديوان اشعارش به اهتمام مهدى آصفى و با مقدمه و حواشى حسين آهى در سال 1371 توسط انتشارات جمهورى ( اسدى ) چاپ و منتشر شد . از اوست : قنديل ماه سلامِ ايزد منان ، سلامِ جبرائيل * سلامِ شاه شهيدان به مسلم بن عقيل بِدان نيابت عظماى سيد الشهدا * بِدان جلال خدايى ، بِدان جمال جميل شهيد عشق كه سر در مناى دوست نهاد * به پيش پاى خليل خدا چو اسماعيل بر آسمان درش ، آفتاب سايهنشين * به بام بقعهء او ، ماه آسمان : قنديل زهى مقام كه فرش حريم حرمت او * شكنج طرّهء حورست و ، بال ميكائيل سلام بر تو ! كه دارد زيارت حَرمت * ثواب گفتن تسبيح و خواندن تهليل هواى گلشن مهرت : نسيم پاك بهشت * شرار آتش قهرت : حجارهء سجيل تو بر حقى و مرام تو حق ، امام تو حق * به آيهْ آيهء قرآن و مصحف و انجيل ببين دنائت دنيا كه از تو بيعت خواست * كسى كه پيش جلال تو بندهاىست ذليل محيط كوفه تو را كوچكست و روحْ بزرگ * از آن به بام شدى كشته اى سليل خليل ! فراز بام ، سلام امام گفتى و داد * ميان بركهاى از خون ، جوابْ شاه قتيل به پاى دوست فكندى سر از بلندىِ بام * كه نقد جان برِ جانان بود متاع قليل شروع ، نهضت خونين كربلا ز تو شد * به نطق زينب كبرى به شام شد تكميل مكتب عشق ( در رثاى حضرت ابو الفضل ( ع ) ) اى حَرمت قبلهء حاجات ما * ياد تو تسبيح و مناجات ما تاج شهيدان همه عالمى * دست على ، ماه بنى هاشمى ماه كجا ، روى دلاراى تو ؟ * سرو كجا ، قامت رعناى تو ؟ ماه درخشندهتر از آفتاب * مطلع تو ، جان و تن بو تراب همقدم قافله سالار عشق * ساقى عشّاق و ، علمدار عشق سرور و سالار سپاه حسين * داده سر و دست به راه حسين