محمد على مجاهدى
583
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در مشهد به پايان رسانيد و چندى نيز به تحصيل علوم ادبيه و عربيه پرداخت و با فنون شعر و رموز آن آشنا گشت . . . رسا در سال 1309 براى ادامه تحصيل به تهران عزيمت كرد و در دانشكده پزشكى به تحصيل پرداخت و در سال 1315 فارغ التحصيل گرديد و نشان اول پزشكى گرفت . از آن پس به استخدام وزارت بهدارى درآمده و به استان خراسان اعزام گرديد . دكتر رسا داراى حافظهاى نيرومند بود . . . و در بديههسرايى استاد ، و تا زمان حيات عنوان ملك الشعرايى آستان قدس رضوى را داشت . . . وى در سال 1356 شمسى در سن 66 سالگى چشم از جهان فرو بست . » « 1 » ديوان دكتر قاسم رسا در سال 1340 به چاپ رسيد و بعد از آن بارها تجديد چاپ شد . رسا داراى طبعى روان و بيانى ساده و صميمى است و اشعار آيينى او زينتبخش محافل مذهبى مىباشد . بستان حسينى اى برده گل رويت رونق ز گلستانها * وى قامت دلجويت پيرايهء بستانها بستان حسينى را غرق گل و ريحان بين * آنجا كه كند مستت بوى گل و ريحانها پيمانهء دلها شد لبريز ز مهر تو * كز روز ازل بستيم با عشق تو پيمانها در محفل مشتاقان گر چهره برافروزى * بر شمع رخت سوزند پروانه صفت جانها عشقت ز دل عاشق هرگز نرود بيرون * ثبت است حديث تو در صفحهء دورانها آن دل كه تو را جويد دست از همهجا شويد * دل از تو چسان گيرند اين بىسر و سامانها ؟ اصحاب وفادارت در عرصهء جانبازى * افكنده همه چون گوى سر در خم چوگانها گلگونكفنان يك سو غلتيده به خاك و خون * خونين جگران يك سر افتاده به ميدانها در محفل مشتاقان اى ماه تجلّى كن * كز دورى رخسارت شد پاره گريبانها تا دوست نهد مرهم بر زخم تنت هر دم * سر ، ديده چه محنتها ، تن خورده چه پيكانها ليلى ز پى اكبر در باديه بىمعجر * بنهاده چو مجنون سر در كوه و بيابانها
--> ( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، سيد محمد باقر برقعى ، ج 3 ، ص 1523 .