محمد على مجاهدى
569
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
در سوگ قمر بنى هاشم ( ع ) شط ، رنج دارد به جانش ، مىپيچد و درد دارد * در پيچش دردناكش ، چشمى به آن مرد دارد مردى كه بر دوش مهرش مشك عطش تاب مىخورد * مردى كه با تشنگىها آهنگِ آورد دارد از شدت زخم خوردن زردست روى دلاور * حجّت تمامست بر رود تا چهره را زرد دارد خورشيد ! رخ را بپوشان ، رخت عزا را به تن كن * دنيا مگر از همين دست چندين جوانمرد دارد ؟ ! اربعين چهل روز و چهل شب داغها تكثير خواهد شد * سپس آيات سرخ نينوا تفسير خواهد شد چهل منزل اسارت ، بيكسى ، تحقير و توهين آه ! * اگر لب واكند ، اين فتنه بىتأثير خواهد شد دو دستى كه سر خورشيد را بر نيزه مىكارد * ميان آسمانها تا ابد تكفير خواهد شد چهل منزل غُل و زنجير ، زينب را چه مىدانى ؟ ! * كه با اين داغ ، ذرهْ ذرهْ ذره پير خواهد شد جهان در التهاب خطبههاى حيدرآهنگش * به يك جام از شراب كوثر آنك سير خواهد شد زمين در گير و دار وحشت و ظلمت نمىماند * و روزى خوابهاى آسمان تعبير خواهد شد مىآيد تكسوارى منتقم ، آن وقت آهنها * به يُمن گردش چشمان او شمشير خواهد شد رباعى وقتى كه همه به ننگ عادت كردند * در پيلهء عافيت اقامت كردند از صفحهء كربلا ملايك آن روز * هفتاد و دو آيه را تلاوت كردند 29 . حسينجانى ، ابو القاسم وى از شعراى نامآشناى معاصر است . به سال 1328 در بندر انزلى به دنيا آمد و پس از طى دورههاى مختلف تحصيلى ، سرانجام به دريافت مدرك كارشناسى ارشد در رشتهء مهندسى برق نايل آمد . وى كار سرودن شعر را از دورهء دبيرستان آغاز كرد و با حضور در انجمنهاى ادبى ، استعدادهاى ذاتى خود را شكوفا كرد . آثار وى اعمّ از قطعههاى ادبى و شعر در مطبوعات كشور به چاپ مىرسد . نگاه تازهاى كه او به مقولههاى ذوقى ، عاطفى و اجتماعى دارد ، آثار او را از طراوت و شادابى سرشار كرده است .