محمد على مجاهدى

559

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

مظلومْ نى ، كه رايت پيروزمند او * پيوسته بر بسيط زمين سايه گسترست آن كس كه بىسپاه زند بر سپاه خصم * درياى لشكرست ، نه محتاج لشكرست آن كو به پاى خويشتن آيد به قتلگاه * مرگ ستمگرست ، نه مرد ستَمْبَرست چون كودكان گمشده گريان مباش از آنك * او شاهْ مرد و ، قصّهء او مردپرورست بر ابن سعد و ابن زيادست و بر يزيد * ار گريه جايزست ، وگر نوحه درخورست كآن جمع تيره بخت پليد جهول را * دنيا نماند و ، كيفر عقبى مقررست او كشته شد كه دين نبى جاودان شود * جان جهان فداش كه بىمثلْ گوهرست زارى مكن به ماتم سلطان دين از آنك * در سوگ مرد ، شيوهء مردانه خوشترست رو كسب فخر و فيض كن از مكتب حسين * كان مكتبت به دولت جاويد رهبرست در راه حفظ ميهن و آيين و دين و داد * باش آن چنان كه زادهء زهراى اطهرست آيين سربلندى و هنجار نام و ننگ * در مكتب حسين ، نه در جاى ديگرست تسخير كاخ عزّت و طىّ طريق حق * صعب است و پر مخاطره ، امّا ميسّرست ديندار باش و عدلْ گزين باش و مرد باش * كاين مكتبِ گزيدهء سبط پيمبرست در راه دوست تكيه به شمشير تيز كن * كارى كه كرد شاه شهيدان ، تو نيز كن « 1 » 21 . تابش ، قنبر على اين شاعر جوان و بااستعداد افغانستانى در سال 1348 در جاغورىِ غزنه به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات ابتدايى در زادگاهش ، به سال 1365 به ايران مهاجرت كرد و در مدرسه علميه ذو الفقار اصفهان به تحصيل علوم متعارف حوزوى پرداخت و در سال 1370 به قم رفت و ادامه تحصيلات خود را در حوزه علميه قم پى گرفت . تابش از چهره‌هاى نام‌آشنا و مطرح شعر امروز افغانستان است و آثار او در زمينه‌هاى آيينى و اجتماعى مورد قبول اهل نظر قرار گرفته است . مجموعه شعرى از او با عنوان « دور تر از چشم اقيانوس » توسط حوزهء هنرى سازمان تبليغات اسلامى به چاپ رسيده است .

--> ( 1 ) . ديوان پژمان بختيارى ، ص 8 تا 11 .