محمد على مجاهدى
556
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
وى از 16 سالگى به سرودن شعر پرداخت و با حضور در انجمنهاى ادبى سروش و صائب و ديگر تشكلهاى ادبى ، استعدادهاى ادبى و هنرى او شكوفا شد و اشعار او به روزنامهها و مجلّات راه يافت . بيابانكى در اغلب همايشهاى سراسرى شعر آيينى و مقاومت حضور موفقى دارد . ازوست : پيكر خورشيد دشت مىبلعيد كمكم ، پيكر خورشيد را * بر فراز نيزه مىديدم سرِ خورشيد را آسمان گو تا بشويد با گلاب اشكها * گيسوان خفته در خاكستر خورشيد را بوريايى نيست در اين رشته تا پنهان كند * پيكرِ از بوريا عريانترِ خورشيد را چشمهاى خفته در خون شفق را واكنيد * تا ببيند كهكشان پَرپر خورشيد را نيمى از خورشيد ، در سيلاب خون افتاده بود * كاروان مىبرد نيم ديگر خورشيد را كاروان بود و گلوى زخمى زنگولهها * ساربان دزديده بود انگشتر خورشيد را آه اشترها چه غمگين و پريشان مىروند * بر فراز نيزه مىبينم سرِ خورشيد را 19 . بينش ، سيد حكيم در سال 1355 در شهر باميان افغانستان به دنيا آمد . دوران كودكىاش را در فضاى خون و دود و باروت پشت سر گذاشت و در سال 1364 با خانواده خود عازم ايران شد و در شهر مشهد اقامت كرد . وى پس اخذ ديپلم در رشتهء رياضى و فيزيك از دبيرستانهاى مشهد ، وارد دانشگاه شد و در سال 1380 در رشته شيمى از دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل گرديد . « 1 » شعر او سرشار از درون مايههاى دينى و مكتبى است و بيشتر در قالبهاى آزاد طبعآزمايى مىكند .
--> ( 1 ) . مشرق گلهاى فروزان .