محمد على مجاهدى
534
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
4 . آقايارى ، خسرو زادگاهش تهران و در سال 1337 به دنيا آمده است . كارشناس ادبيات فارسى است و تاكنون عهدهدار مسئوليتها و مشاغل زير بوده است : كارشناس و مسئول فعاليتهاى ادبى و دبير كانون شاعران و نويسندگان وزارت آموزش و پرورش ( از سال 1362 ) ، مدير مركز آفرينشهاى ادبى كانون پرورش فكرى ، دبير ماهنامهء ادبيات كودك و نوجوان . او نويسندهاى است متعهد و دردآشنا و داراى آثارى چون : افسانهء باغ آرزوها ( داستان ) ، عاشيق محمد ( داستان ) ، مردى ديگر ( داستان ) ، دلقك و پهلوان ( نمايشنامه ) ، حماسههاى پهلوانى ( در چهار مجلّد ) است . در حاشيهء كار نويسندگى ، گاهى از سر تفنّن شعر مىگويد و به معيارهاى شعرى كاملا آشناست و در نقد شعر نيز دستى دارد . ازوست : در عزاى گل باز هم آفتاب مىتابد * بر عطشناك تربت ياران شعر امَّن يُجيب مىخواند * تشنگىهاى خاطر باران باز جوشنده از دل سنگست * آب از بهر تشنه كامى ما آه مردم ! مگر كه تشنه شديد * بعدِ گلهاى پَرپر زهرا ؟ آسمان ، داغدار مىگريد * در عزاى گلى كه بىكفنست كفن امّا كجا نشان داريد * بهر آن كس كه پارهْ پاره تنست ؟ باد هم باز در ركاب آورد * پاى بيتابى و قرارش را سوگوارست ، نوحه مىخواند * تا زيارت كند مزارش را آفتابست اينكه بيتابست * تشنگانى كه در پى آبيد ! روح كوثر فتاده بر صحرا * آه اى مردمان ! مگر خوابيد ؟