محمد على مجاهدى
516
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
سبك شعرى از آثار معدودى كه از او در دسترس ما قرار دارد مىتوان به قدرت طبع و احاطهء وى به فنون شعرى و دقايق كلامى پى برد . در قصيده از سبك متقدّمين پيروى مىكند و از سبك خراسانى سود مىجويد و در ديگر انواع قالبهاى شعرى ، گوشهء چشمى نيز به سبك عراقى دارد . دامنه تاثير آثار عاشورايى شباب شوشترى نيز همانند وفايى شوشترى از شعراى مطرح و تواناى آيينى در زمانه خود بوده و آثار مناقبى و ماتمى او در زادگاهش شوشتر و شهرهاى مجاور با آن بازتاب درخورى داشته است . برخى از اشعار مناقبى او در مناقب امير مؤمنان على - عليه السلام - از ديرباز مورد عنايت اهل ادب بوده است . برگزيدههاى آثار عاشورايى از آثار معدود ماتمى او در مناقب و مراثى سالار شهيدان و شهداى كربلا قسمتهايى را براى ثبت در اين تذكره برگزيدهايم : منتخبى از شش بند عاشورايى او 1 بستند چون ز ماريه ، بار از پىِ رحيل * آن كاروان بىكس و بىزاد و بىدليل يك دودمان به سلسله زاده زياد * از خاندان احمد و ز نخبهء خليل فوجى جگرگداخته ، در قيد غم دچار * جمعى ستارهسوخته ، در چنگ كين ذليل اينان به قيد سلسله ، عدوان به هلهله * وينان به شور و ولوله ، دشمن به قال و قيل آن يك ، به نيمه ره شده از خستگى ستوه * و آن يك ، به ظالمى شده از تشنگى دخيل . . . پايى ز ره پرآبله ، دستى حجابِ رو * چشمى ز خون چو دجله و جسمى ز غم عليل . . . نيلى ز ضرب سيلى و ، آبى ز قحط آب * رويش كه رشگ ، مه لبش آشوب سلسبيل بخت سيه ، معاون و لخت جگر ، غذا * همراه با مصيبت و ، دمساز با عزا