محمد على مجاهدى

504

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

دولت آن يافت كه در پاى تو سر داد ولى * اين قبا راست نه بر قامت هر بىسروپاست ما فقيريم و گدا بر سر كوى تو ولى * پادشاه است فقيرى كه درين كوچه گداست تو در اول سر و جان باختى اندر ره عشق * تا بدانند خلايق كه فنا شرط بقاست از خودى خواست خدا نقش تو را محو كند * خواست چون روى تو را آينه بر طلعت خواست تا ندا كرد ولاى تو در اقليم الست * بهر لبّيكِ ندايت ، دو جهان پر ز صداست رفت بر عرشه نى تا سرت اى عرش خدا * كرسى و لوح و قلم بهر عزاى تو به پاست مُنكسِف گشت چو خورشيد حقيقت به جمال * گر بگريند ز غم ، ديدهء ذرّات رواست گريه بر زخم تنت چون نكند چشم ( فؤاد ) ؟ * اى شه تشنه كه بر زخم تنت گريه دواست « 1 » 49 . كمپانى نجفى اصفهانى ( مفتقر ) ( 1296 - 1361 ) زندگينامه مرحوم محمد على مدرس مؤلّف ريحانة الادب در شرح احوال و آثار وى مىنگارد : « شيخ محمد حسين ابن شيخ محمد حسن نجفى اصفهانى معروف به كمپانى ، از فحول و متبحّرين علماى اماميّه قرن حاضر چهاردهم هجرى مىباشد كه حاوى فروع و اصول جامع و معقول و منقول ، در هريك از فقه و اصول و حديث و تفسير و كلام و حكمت و تاريخ و اخلاق و عرفان و ديگر علوم عقليّه و نقليّه ، بحرى بوده موّاج و بىپايان ، در فنون شعرى هم قريحهء وقّاد و طبعى نقّاد داشته ، به هردو زبان عربى و فارسى اشعار طريفهء مشتمله بر معانى لطيفه در كمال سلاست مىگفت ، اشعارش مشحون از لآلى فلسفه و حكمت و لطايف معانى بوده و مصداق : « انّ مِن الشِعرَ لِحكمةً » مىباشد . صاحب ترجمه فنون فلسفه را از حاج ميرزا محمد باقر اصطهباناتى اخذ كرد و مراتب فقه و اصول را هم از سيّد محمد فشاركى و آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و آقا رضا همدانى و ديگر اكابر وقت تكميل و مرجع تقليد جمعى وافر از شيعه شد . علاوه بر مراتب عاليه علميّه ، داراى ملكات فاضله و اخلاق كماليّه بود . علاوه بر مجالس معمولى درسى ، در ديگر مجالس و محاورات عرفيّه‌اش نيز مرجع استفادهء افاضل بوده و در تمامى اوقات ، خوشه‌چين خرمن كمالات وى بوده‌اند . هوَ البَحر مِن اىّ

--> ( 1 ) . همان ، ص 60 و 61 .