محمد على مجاهدى

48

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

29 . محمد كاظم ( آشفتهء ) شيرازى ( متوفاى 1288 ه . ق ) از شعراى دورهء ناصرى است : « . . . دنيا در نظرش چندان وقعى نداشت و بيشتر به رعايت فقرا و ضعفا همت مىگماشت . عقايدش صحيح و اغلب ايام سال را مشغول تعزيه‌دارى جناب خامس آل عبا عليه آلاف التحية و الثنا - بود و هرچه از املاك موقوفهء اجداد و مكسب خودش تحصيل مىكرد صرف تعزيه‌داران مىنمود و بسيارى از مراثى او مشهور و بر السنهء ذاكرين مذكور است و مقاطع تمام غزلياتش به نام مبارك حضرت مولى الموالى . . . ديوانش از قصايد و غزليات و مراثى و متفرقات قريب سى هزار بيت مىشود و مراثىاش مرغوب‌تر از همه ، چون نسخه‌اش منحصر است و وارث قابلى هم كه نگاهدارى نمايد يا استكتاب كند ندارد ، اگر در تذكار اشعارش اكثارى مىشود ، معذور دارند . . . . » « 1 » از مراثى اوست : نه دل فاطمه را قتل حسين تنها سوخت * نه همين ارض و سما ، عالم و ما فيها سوخت « ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت » « 2 » * همه را ، دل به غريبى شه بطحا سوخت تا زدند آتش عدوان به خيام حرمش * آتش طور ز غيرت ، شجر سينا سوخت « 3 » 30 . على اكبر ( ناظم ) بروجردى از شعراى سدهء سيزدهم هجرى است : « . . . پيشه‌اش كوزه‌گرى ، او همهء كلام اللّه را با ترجمه و تفسير در سينه داشت . معاصر ناصر الدين شاه است . مقدارى سوگوارى از او در ميان هست و از عيب شايگان تهى نيست . . . « 4 » » از او است : غلتيده به خون پيكر نوباوهء ياسين * قرآن حكيم است ، شد از ترجمه رنگين اى كشتهء صد پاره ز « انسان لفى خسر » * اى خيمه به غارت شده از حزب شياطين اى خلعت « بالحقِّ تواصَوا » به تو زيبا * وى شربت « بالصَّبر تَواصَوا » ز تو شيرين باللَّه كه رئيس تو نبى ، نور سماوات * تَا اللَّه كه زمين از حَرمت كعبهء ارضين « 5 »

--> ( 1 ) . حديقة الشعراء ، ج اول ، ص 39 و 40 . ( 2 ) . از : حافظ شيرازى . ( 3 ) . همان ، ص 48 . ( 4 ) . دورنمايى از شهرستان بروجرد يا تذكرهء حسين حزين ، سال 1351 ، ص 401 . ( 5 ) . براى رعايت وزن شعر بايد حرف ( را ) ى اين كلمه ساكن تلفظ شود .