محمد على مجاهدى
460
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
در شجاعت و شهادت حضرت ابو الفضل العباس ( عليه السلام ) الهامى كرمانشاهى پس از ابياتى در عظمت علمدار كربلا - عليه السلام - به ترجمه منظوم روايت ابو حمزه ثمالى در فضيلت حضرت عباس - عليه السلام - مىپردازد كه به نقل چند بيت از اين دو قسمت بسنده مىكنيم : چه عباس ! مهر سپهر يلى * به مردى بهين يادگار على سپهدار عشّاق پروردگار * تهى از خود و پر ز اسرار يار همان زور حيدر به بازوى او * دو گيتى سبك در ترازوى او * * * خدا زاير است و ستايشگرش * پر جبرئيل است فرش درش بيايند هر شب در آن انجمن * نبىّ و علىّ و حسين و حسن همان پاك دخت رسول خدا * ابا « 1 » كشتگانِ سر از تن جدا نمايند هريك چو دادار او * به رحمت نظر سوى زوّار او * * * برِ پاك دادار پيروزگر * ابو الفضل را هست جاه دگر خدايا ! مرا زومكن شرمسار * به مهرش دل مردهام زندهدار بكن ديدهام روشن از روى او * سر و پيكرم خاك در كوى او « 2 » همو در « خطاب ثانى » خود به آن وجود نازنين و استمداد از آن حضرت ، كلام حماسىاش شور بيشترى مىگيرد : دليرا ! هژبرا ! سرا ! سرورا ! * گرانمايه اسپهبدا ! صفدرا ! فرا زنده رايت پردلى ! * نماينده فرّ و بر ز على تناور درخت قوى شاخ دين * به كيوان فرا زنده كاخ دين علمدار عشّاق جانآفرين * نمودار قهر جهانآفرين خداوند جوشن ! خداوند خود * دلاورتر از هر دليرى كه بود
--> ( 1 ) . با . ( 2 ) . همان ص 218 و 219 ، 221 و 222 ، 225 و 226 .