محمد على مجاهدى
43
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
وى در يكى از غزليات نيايشى و توحيدى خود ، نواى ساز هستى را پر از زير و بم واقعهء كربلا مىبيند : اى به خلاء و ملا ، « 1 » خوى تو هنگامه زا * با همه در گفتگو ، بىهمه با ما چرا ! بزم تو را شمع و گل ، خستگى بو تراب * ساز تو را زير و بم ، واقعهء كربلا « 2 » * * * به خون تپيدن گلها نشان يكرنگى است * چمن عزاى شهيدان كربلا دارد « 3 » 22 . لطفعلى بيك بيگدلى ( آذر ) قمى ( 1123 - 1195 ) ماده تاريخى براى بناى آبانبارى در كاشان به همت شخصى به نام حاجى ابو الحسن ، سروده كه خالى از لطف نيست و ما به نقل برگزيدهاى از اين قطعه شعر اكتفا مىكنيم : قطعه فخر زمانه ، حضرت حاجى ابو الحسن * كو راست صفوت صفى و ، خُلَّت خليل . . . ياد آمدش چو از شه لب تشنگان حسين * كرد از براى تشنهلبان ، بركهاى سبيل شيرين و صاف و سرد و گوارا و مشكبوى * چون زنده رود و دجله و جيحون ، فرات و نيل . . . تاريخ خواستند ز خيل سخنوران * اتمام بركه را ، كه بود ظلّ او ظليل برداشت ( آذر ) آب و ، به تاريخ آن نوشت : * ( اين بركه بر حسين شد از بو الحسن ، سبيل ) « 4 » كه سال 1189 ه . ق را نشان مىدهد و آذر اين مادّه تاريخ را ، شش سال پيش از درگذشتش سروده است .
--> ( 1 ) . اين دو كلمه به ضرورت وزن شعر بايد بر وزن ( مرا ) خوانده شوند بدون تلفظ همزه ، به معناى خلوت و جلوت . ( 2 ) . ديوان غالب دهلوى ، به تصحيح دكتر محمد حسن حائرى ، تهران ، دفتر نشر ميراث مكتوب ، چاپ اول ، سال 1377 ، ص 17 و 20 و 22 و 74 . ( 3 ) . همان ، ص 179 . ( 4 ) . ديوان لطفعلى بيك آذر بيگدلى ، به كوشش دكتر حسن سادات ناصرى و پرفسور غلامحسين بيگدلى ، چاپ اول ، ( چاپخانهء علمى ، تهران 1366 ) ، ص 303 ، 304 .