محمد على مجاهدى
427
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
برگزيده آثار عاشورايى از منظومه عرفانى زبدة الاسرار او ابيات منتجى از قسمتهاى مختلف آن را مرور مىكنيم : در شهادت حضرت على اصغر ( ع ) بانگ زد كاى ساقى بزم الست * شيرخوار از كودكى شد مىپرست شيرخوار عشق از امداد پير * شد ز بوى باده مست و شيرگير شيرخوارم گرچه من شير حقم * زهرهء شيران بدرّد ابلقم اندكى گر شير جانم هى كند * شير گردون شير جان را قى كند شيرخوارم ليك شيرم مست شد * چرخ در ميدان عزمم پست شد صيد معنى شد شكار پنجهام * هين بيا كز زخم هجران رنجهام عزم كوى دوست چون دارى بيا * ارمغانى بر به درگاه خدا قابل شه ارمغان كوچكست * كو به قيمت بيش و در وزن اندك است مختصرتر تحفه به يار تو را * مىكند سنگين نه او بار تو را نزد شاهان تحفه اندكتر خوشست * كه توان بگرفت پيش شه به دست گوهرى بر پيش آن شاه ارمغان * كو سبك وزن است و در قيمت گران ارمغان اين لوءلوء شهوار بر * نزد خسرو زرّ دست افشار بر شاهباز وحدتم من در نشست * عيب نبود شاهم ار گيرد به دست . . . نيست دست از بهر دفع دشمنت * دست آن دارم كه گيرم دامنت گر كه نتوانم به ميدان تاختن * سوى ميدان جان توانم باختن گر ندارم گردن شمشير جو * تير عشقت را سپر سازم گلو . . . « 1 » در شهادت حضرت عباس ( ع ) قبله اهل وفا شمشير حق * فارس ميدان قدرت ، شير حق حضرت عباس كآمد ما صَدَق * بر « يد اللّه فوق ايديهم » ز حق بر حسين از يك صداى العطش * دست و سر را كرد با هم پيشكش . . . ديد عباس آنكه شد دين را پناه * گشته قحط آب اندر خيمهگاه
--> ( 1 ) . همان ، ص 49 و 50 .