محمد على مجاهدى

380

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

28 . روشن اردستانى اصفهانى ( ف 1305 ه . ق ) زندگينامه ملا محمد صادق ( روشن ) اردستانى فرزند محمد طاهر از شعراى بلندپايهء دورهء ناصرى است . رضا قلى خان هدايت در شرح احوال او مىنگارد : « روشن اصفهانى ، اسمش ملا محمد صادق و از معارف شعراى معاصرين است . به قدر كفاف تحصيل اخلاق و اوصاف پسنديده كرده ، مردى عاشق‌پيشه ، صافىانديشه ، باذوق و صفاست و خاطرش مايل به صحبت فضلا و عرفاست . از فنون حرفت به مكسب وراقى ميل كرده و در صحافى با قدرتى وافى است » ، وفات روشن را به سال 1305 ق نوشته‌اند . « 1 » سبك شعرى روشن اردستانى روشن اردستانى ، شيوهء بيانى خود را وامدار سبك عراقى است و غزليات پرشور و شيواى او را نه تنها بايد در شمار بهترين غزليات دورهء قاجاريه به حساب آورد بلكه برخى از غزليات او در زمرهء بهترين غزليات زبان فارسى است . براى نمونه به اين غزل او توجه كنيد : به در كعبه ، سحرگه من و دل دست زديم * به اميدى كه درين خانه كسى هست ، زديم لاجرم دست ارادت به در پير مغان * خادم كعبه چو در بر رخ ما بست زديم تا نگيرند پى خون كسى دامن‌مان * خويش را ، بر صف پرهيزكنان مست زديم سنگ بر شيشهء تقوا و ، قدح از كف دوست * لب ساقى به لب جام چو پيوست ، زديم زير و بالا همه چون جلوه‌گه طلعت اوست * گه سراپرده به بالا و گهى پست زديم فال بىدولتى و ، قرعهء بدبختى خويش * رشتهء الفت ما دوست چو بگسست ، زديم آسمان كرد سيه روز و پريشان ما را * كه چرا در خم گيسوى بتان دست زديم ؟ بندهء سرو چو از راه تو برخاست شديم * گردن شمع چو در پيش تو بنشست زديم من و ( روشن ) اگر از خويش نرسيتم ، ولى * دست در دامن آن كس كه ز خود رست زديم « 2 »

--> ( 1 ) . مجمع الفصحاء ، ج 4 ، ص 322 ؛ حديقة الشعراء ، ج 1 ، ص 691 - 692 ؛ ديوان روشن اردستانى ، به كوشش احمد كرمى ( تهران ، نشريات ما ، بىتا ) ص 3 و 4 . ( 2 ) . همان ، ص 6 .