محمد على مجاهدى
366
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
تا كيست درين محنت و اندوه مرا يار * كز گريه كنم يارى پيغمبر مختار زين درد كه سوزد جگر حيدر كرار * خود تا به كجا باز رسد خاتمتِ كار اين اول زارى است به آهنگ دل زار * هين اسب عقاب آمده بىآن شه صفدار رخ داده مگر حادثهاى در صف ميدان ؟ ! كاى اسب عقاب ! آن خلف شير خدا كو ؟ * معناى حق و صورت پيغمبر ما كو ؟ آن ماه بنى هاشم خورشيدلقا ، كو ؟ * در محفل سربازان ، آن شمع هدى كو ؟ آن قبلهء حق ، كعبهء ارباب صفا كو ؟ * آن ، صدق ذبح عظيم از شهدا ، كو ؟ كز فرّ « فَدَيناه » بود قابل قربان . . . « 1 » 25 . جيحون يزدى ( 1250 - 1302 ) زندگينامه محمد ( جيحون ) يزدى ملقب به تاج الشعراء به سال 1250 ه . ق در يزد به دنيا آمد و در سال 1302 ه . ق در كرمان بدرود حيات گفت . وى تحصيلات متداولهء زمانهء خود در زادگاهش يزد فراگرفت و به سبب آزردگىهايى كه از همشهريانش داشت ترك وطن كرد و چندى در شهرهاى استان آذربايجان ، تهران ، قم و اصفهان گذراند و سرانجام در كرمان اقامت گزيد و در 52 سالگى در همين شهر درگذشت . « 2 » جيحون از شاعران نامآشناى دورهء ناصرى است و منظومههاى شيوايى كه از او به جاى مانده از قدرت طبع او حكايت دارد . وى در اغلب قالبهاى شعرى طبعآزمايى كرده ولى در سرودن مسمط و قصيده قدرت هنرى و خلاقيتهاى ذوقى و كلامى خود را بيشتر آشكار ساخته است . ديوان كامل اين شاعر پرآوازهء آيينى بارها به چاپ رسيده است . در آغاز ديوانش ، « نمكدان » او به شيوهء گلستان سعدى خودنمايى مىكند و خالى از لطف نيست .
--> ( 1 ) . همان ، ص 957 تا 963 . ( 2 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 2 ، ص 1029 .