محمد على مجاهدى
34
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
و در هشدار به رهروان صراط توحيد مىگويد : از عيان گر واقفى ، بگذر ز عين * اينَ تَمشى ؟ اينَ تَمشى ؟ اينَ اين ؟ « 1 » « نحنُ اقرب » گفت « من حَبلِ الوريد » * مقصد عالم تويى در نشأتين تا تو را جهل جبلّى غالب است * واندانى شين را هرگز ز زَين سخت محرومى و ، بس بىبهرهاى * چون مسلط شد يزيدت بر حسين « 2 » 13 . عصمت بخارائى ( متوفاى 840 ه . ق ) معروف به خواجه عصمت فرزند خواجه مسعود از شعراى گرانپايهء سدهء نهم هجرى است كه در سرودن انواع قالبهاى شعرى خصوصا غزل بسيار توانا بوده و گاه سخنش به كلام لسان الغيب حافظ شيرازى بسيار نزديك مىشود ، و در شعر غالبا ( عصمت ) تخلص مىكند . و گاه نيز از تخلص ( نصيرى ) بهره مىبرد . همو در قصيدهاى ضمن ستايش امير مؤمنان على ( عليه السلام ) ارادت قلبى خود را به امام حسن و سالار شهيدان نشان مىدهد : دست در فتراك آل مصطفى بايد زدن * هردو عالم را به همت ، پشت پا بايد زدن تا بنوشى شربت شهد شهادت چون حسن * جام زهر از دست ساقىّ رضا بايد زدن در صف آل على خواهى كه باشى سرخ روى * چنگ در ذيل شهيد كربلا بايد زدن در وفاى خاك و خون آغشتگان كربلا * تا قيامت خيمه بر راه بلا بايد زدن پاى در ميدان دعوى مىنهى مردانهوار * رهنوردان بلا را ، مرحبا بايد زدن « 3 » 14 . عبد الرحمن جامى ( 817 - 898 ) ملقب به نور الدين فرزند نظام الدين احمد جامى از شعرا و فضلاى پرآوازهء سدهء نهم هجرى است . زادگاهش خرجرد جام خراسان و با عارف نامى شيخ احمد جامى همزادگاه بوده و در سن 81 سالگى در هرات بدرود حيات گفته است . وى در طول زندگانى مورد احترام طبقات مختلف مردم خصوصا دانشمندان و شاعران زمانهء خود بوده و با اعزاز تام به سر مىبرده است . تعداد آثار قلمى او را بالغ بر پنجاه جلد نوشتهاند كه از مهمترين آنها است :
--> ( 1 ) . به كجا مىروى ؟ به كجا مىروى به كجا ؟ به كجا ؟ ( 2 ) . همان ، ص 261 و 262 . ( 3 ) . ديوان عصمت بخارايى ، به كوشش احمد كرمى چاپ اول ، ( انتشارات ( ما ) ، تهران 1366 ) ، ص 204 تا 205 .