محمد على مجاهدى

326

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

آب چشمش به ناودان گشتى * ناو « 1 » بر آب چشم بگذشتى هم به گردن حديد غل مىكرد * هم به گردون مجرّه « 2 » پل مىكرد « 3 » 16 . وقار شيرازى ( 1232 - 1298 ) زندگينامه ميرزا احمد ( وقار ) شيرازى ، فرزند ارشد وصال شيرازى ( 1197 - 1262 ) از شعراى نام آشناى سده سيزدهم هجرى است كه در محضر پدر خود فنون شعر و ادب و نيز هنر خوشنويسى را به كمال آموخت و از ديگر رشته‌هاى علوم نيز بهره‌مند بود . وى سه سال پس از فوت پدرش به همراه برادر كوچك‌تر خود محمود حكيم راهى هند مىگردد و درهمانجا مثنوى مولوى را به خط خوش نوشت و در بمبئى به چاپ رساند و مثنوى بهرام و نوروز را نيز به هنگام اقامتش در آن ديار سرود و پس از بازگشت به شيراز و مسافرت‌هايى به تهران و كربلا سرانجام در سن 66 سالگى بدرود حيات گفت و در حرم مطهر احمد بن موسى معروف به شاه چراغ در كنار پدرش به خاك سپرده شد . وى همانند پدر خود ارادتى تام و تمام به ميرزاى سكوت داشته و در رسالهء ناتمامى شرح احوال و سخنان او را گرد آورده است . از وقار شيرازى آثار قلمى بسيارى به يادگار مانده كه معروف‌ترين آنها عبارتند از : انجمن دانش در سبك و سياق گلستان سعدى ؛ رموز الاماره كه شرح و ترجمه فرمان تاريخى امام على به مالك اشتر نخعى است ، مثنوى خضر و موسى ، مثنوى قانون الصداره ، مرغزار به سبك كليله و دمنه و انوار سهيلى ، مجالس السنه و محافل الازمنه به طرز كشكول شيخ بهائى ، عشره كامله در تاريخ واقعه كربلا ، تاريخ چهارده‌معصوم و ديوان اشعارش كه بخش اول آن به اهتمام استاد ماهيار نوايى به كوشش دانشكده ادبيات تبريز در سال 1348 چاپ و منتشر شده است . « 4 »

--> ( 1 ) . كشتى . ( 2 ) . كهكشان ، و مراد آن‌كه امام براى عبور از آسمانها پلى از كهكشان فراهم مىآورد . ( 3 ) . همان ، ص 395 . ( 4 ) . همان ، ص 701 . شرح احوال و آثار او را مىتوان در آثار العجم تاريخ ادبيات ايران تاليف براون ، ج 5 ، حديقة الشعراء ، ج 3 ، خاندان وصال شيرازى ، ريحانة الادب ، ج 6 ، صبح گلشن ، طرائق الحقايق ، ج 3 ، فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، گلشن وصال ، المآثرو الآثار و مجمع الفصحاء پى گرفت .