محمد على مجاهدى

323

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

دامنه تاثير آثار عاشورايى چون از سپهر كاشانى منظومه ماتمى مستقلى به نظر نرسيد و دسترسى به كليات اشعار او نيز امكان‌پذير نبود ، از اين‌روى درباره آثار منظوم ماتمى وى و دامنه تاثيرى كه داشته است سخنى نمىتوان گفت ، ولى آثار مناقبى او بىبهره از جنبه‌هاى رثايى نيست و در هر كجا كه مقام سخن ايجاب كرده از اين مهم غافل نمانده است و شعر او كه به خاطر سختگى و پختگى مورد عنايت اهل ادب قرار دارد در روند تكاملى شعر آيينى تاثيرگذار بوده است . برگزيده آثار عاشورايى سپهر كاشانى براى آشنايى دوستداران شعر عاشورا با آثار منظوم مناقبى و ماتمى سپهر كاشانى و شيوه كلامى اين سخنور پرآوازه سده سيزدهم ، به نقل يك قصيده و دو نمونه از مثنوىهاى آيينى او « در مديحت و مرثيه حضرت سيد الشهداء » بسنده مىكنيم : مرد كو تا تن دراندازد به ميدان بلا * هر زمان مردانه گردد در بلايى مبتلا رنج را داند چو راحت مرگ را گويد پزشك * زهر را خايد چو شكر درد را خواند دوا تو به من آن سان نبينى كو به روى اهرمن * تو به گنج آن سان نپايى كو به كام اژدها دردمندِ دوست با راحت نگيرد دوستى * آشناى عشق با شادى نگردد آشنا ماه را ماند كه در فانى شدن يابد فروغ * شمع را ماند كه در گردن زدن يابد بقا طاعت يزدان كند نفكنده چشم اندر بهشت * خدمت سلطان كند نابسته طَمْع « 1 » اندر عطا با كمند عشق بربندد همى بازوى عقل * با سمند فقر بسپارد همى ميدان لا جان دهد بىآن‌كه بشناسد همى جان را ز جسم * سر دهد بىآن‌كه وابيند همى سر را ز پا آب شمشيرش به كام اندرهمى بخشد حيات * برق پيكانش به چشم اندرهمى باشد ضيا در مصاف عشق خونخواره به فتواى خرد * شاد و خندان اندر آيد چون حسين كربلا قرّة العين بتول و دُرّة التاج رسول * چشم جان مجتبى و نور چشم مرتضى علت هفت و چهار و مصدر هردو گهر * سيّم هشت و چهار و پنجم آل عبا آن‌كه مهد او در ايوان بود پرّ جبريل * آن‌كه رخش او به ميدان بود دوش مصطفى

--> ( 1 ) . به خاطر رعايت وزن شعر بايد حرف ( ميم ) اين كلمه را ساكن خواند .