محمد على مجاهدى

286

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

چاپ ( مقتل منظوم ) وى مىتوان اميدوار بود كه با آشنايى تدريجى شيفتگان آثار عاشورايى با مرثيه‌هاى پرشور و شيواى او و تاثيرپذيرى از شيوه گيراى بيانى اين شاعر توانمند و مخلص آل اللّه بالندگى نخل برومند شعر عاشورا را در گستره زبان فارسى بيش از پيش شاهد باشيم . ترديد نمىتوان كرد كه اگر اين شاعر توانا و بااخلاص آيينى همانند بسيارى از شعراى دوره قاجاريه قصايدى در ستايش سلاطين قاجار مىسرود شرح احوال و آثار او نيز در تذكره‌هاى اين دوره راه مىيافت ! و شاعر نيز ترجيح داد و طبع خداداده خود را به مناقب سلطانى آلوده نكرد . عاش سعيدا و مات سعيدا . آثار برگزيده عاشورايى همان گونه كه در بخش پيشين ذكر كرديم ، از فدايى مازندرانى يك ( مقتل منظوم ) در چهار نظام حاوى 174 بند مرثيه و 4084 بيت به چاپ رسيده است كه براى آشنايى شيفتگان شعر عاشورا با آثار اين شاعر گمنام آيينى به نقل قسمت‌هايى از آن بسنده مىكنيم . ضمنا در مقدمه اين مقتل كه به قلم شاعر نگاشته شده است يك مثنوى عاشورايى در 133 بيت و نيز ابيات پراكنده‌اى آمده كه در مقام مقايسه با تركيب‌بندهاى فاخر عاشورايى او منزلت چندانى ندارد . بند پايانى نظام اول شاها فلك ز بار عزايت خميده باد * انجم به سان اشك ز چشمش چكيده باد ماهى كه به رخ تو درآيد ز زير ابر * از ظلمت خسوف به دوران نديده باد سروى كه بىقدِ تو برويد به جويبار * در خاك غم چو نخل بلندت خميده باد گر گل به ماتمت نزند چاك پيرهن * پيراهن صبوريش از تن دريده باد گر بلبل از غم تو ننالد به شاخ گل * چون سوسنش زبان به قفا دركشيده باد گر سنبل از تپانچه نگردد كبود رنگ * چون لاله عذار تو رنگش پريده باد گر نرگس از غم تو نشد ديده‌اش سفيد * چون چشم ما ز هجر تو خوابش رميده باد گر از غم تو غنچه نه خون جگر خورد * چون غنچه دهان تو او پژمريده باد آن كس كه او به سرو روانت خدنگ زد * همچون كمان ابروى تو قد خميده باد آن كس كه از نفاق ندادت دمى امان * يا رب ! به هردو كون امانش بريده باد