محمد على مجاهدى

28

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

8 . عطار نيشابورى ( 540 - 618 ) نامش : محمد ملقب به فريد الدين و مكنى به ابو حامد از عرفاى نامدار و شاعر سدهء ششم هجرى است و در عرفان اسلامى از چهره‌هاى شاخص و ماندگار مىباشد . در قريهء كدكن از توابع نيشابور به دنيا آمد ، و پس از پدر شغل او را در پيش گرفت و داروفروش شد و به امر طبابت نيز مىپرداخت . در همين ايام به تأليف دو منظومهء مصيبت‌نامه و الهىنامه همت گماشت ، و سپس به سير و سلوك روى آورد و به مصر ، دمشق ، حجاز ، ماوراء النهر و هند سفر كرد و صحبت بسيارى از عرفاى زمانهء خود را دريافت . آثار منظوم او را حاوى يكصد هزار بيت دانسته‌اند و تأليفاتش را تا 114 جلد نوشته‌اند اما به عقيدهء شادروان سعيد نفيسى در تعليقات لباب الالباب - آن چه قطعا از عطار نيشابورى است ، عبارت است از : تذكرة الاولياء ، اسرارنامه ، الهىنامه ، پندنامه ، خسرونامه ، مختارنامه ، مصيبت‌نامه ، مفتاح الفتوح ، منطق الطير ، نزهة الاحباب ، يا ديوان اشعار . « 1 » عطار پس از عمرى طولانى و پر فراز و نشيب به سال 618 ه . ق در نيشابور به دست يكى از سپاهيان مغول كشته شد و اينك آرامگاه او در اين شهر ، زيارتگاه اهل معرفت و بصيرت است . ازوست : كيست حق را و پيمبر را ، ولى ؟ * آن حسن سيرت ، حسين بن على آفتاب آسمان معرفت * آن محمد صورت و حيدر صفت نه فلك را ، تا ابد مخدوم بود * ز آن كه او سلطان ده معصوم بود قرّة العين امام مجتبى * شاهد زهرا ، شهيد كربلا آن چنان سَر ، خود كه برَّد بىدريغ ؟ * كآفتاب از درد آن ، شد زير ميغ « 2 » گيسوى او ، تا به خون آلوده شد * خون گردون از شفق پالوده شد كى كنند اين كافران با اين همه * كو محمد ؟ كو على ؟ كو فاطمه ؟ صد هزاران جان پاك انبيا * صف زده بينم به خاك كربلا در تَموز « 3 » كربلا ، تشنه جگر * سر بريدنش ، چه باشد زين بَتَر ؟

--> ( 1 ) . دويست سخنور ، ص 253 و 254 . ( 2 ) . ابر ( 3 ) . تابستان