محمد على مجاهدى
236
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
يا رب ! بناى عالم ازين پس خراب باد ! * افلاك را : درنگ و ، زمين را : شتاب باد ! تا روز دادخواهى آل نبى شود * از پيش چشم ، مرتفع اين نه حجاب باد ! آلوده شد جهان همه از لوث اين گناه * دامان خاك ، شسته ز طوفان آب باد ! بر كام اهل بيت نگشتند يك زمان * در مهد چرخ ، چشم كواكب به خواب باد ! لبتشنه شد شهيد ، جگر گوشه رسول * هر جا كه چشمهاى است به عالم ، سراب باد ! از نوك نيزه ، تافت سر آفتاب دين * در پردهء كسوف نهان ، آفتاب باد ! آن كو دلش به حسرت آل نبى نسوخت * مرغ دلش بر آتش حسرت ، كباب باد ! در موقف حساب ، ( صباحى ) چو پا نهاد * جايش ، به سايهء علم بو تراب باد ! كاميدوار نيست به نيروى طاعتى * دارد ز اهل بيت ، اميد شفاعتى 26 . فتحعلى خان صباى كاشانى ( ف 1238 ) زندگينامه فتحعلى خان صباى كاشانى قصيدهسراى ممتاز دورهء قاجاريه از طرفداران جدى نهضت بازگشت ادبى و ملك الشعراى دربار فتحعلى شاه قاجار ( 1212 - 1250 ) است كه در آغاز كار شاعرى به ستايش لطفعلى خان زند مىپردازد ولى بعدها به خاطر در امان ماندن از خشم آقا محمد خان قاجار ، اشعارى را كه در مديحت اين شاهزادهء زندى سروده بود ، از ميان مىبرد . اگر او را پركارترين شاعر در عصر قاجار معرفى كنيم به جاست ؛ چرا كه نزديك به يكصد هزار بيت شعر دارد ، و اگر وى را تواناترين سخنور اين دوره بشناسيم ، به خطا نرفتهايم ، زيرا آثار منظوم وى در قالبهاى مختلف شعرى از چنان استحكام ساختارى برخوردار است كه آدمى را به حيرت وامىدارد . دو فرزند او به اسامى : ابو القاسم خان متخلص به « فروغ » و محمد حسين خان متخلص به « عندليب » نيز در شعر و ادب دستى به تمام داشته و از فضلاى زمانهء خود بودهاند . از فتحعلى خان ( صبا ) غير از ديوان اشعارش ، چندين منظومه در قالب مثنوى به يادگار مانده است كه مهمترين آنها مثنوى : شاهنشاهنامه در 40 هزار بيت و به شيوهء شاهنامهء فردوسى