محمد على مجاهدى

230

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

برگزيدهء آثار عاشورايى مهم‌ترين اثر صباحى بيدگلى در واقعهء كربلا تركيب چهارده‌بند عاشورايى اوست كه از ممتازترين آثار منظوم عاشورايى در زبان فارسى به شمار مىرود : افتاد شامگه به كنار افق ، نگون * خور « 1 » چون سر بريده ازين طشت واژگون افكند چرخ مِغْفَر « 2 » زرين و ، از شفق * در خون كشيد دامن خِفتان « 3 » نيلگون اجزاى روزگار ز بس ديد انقلاب * گرديد چرخ : بىحركت ، خاك : بىسكون كَند امّهات اربعه « 4 » ز آباء سَبعه « 5 » دل * گفتى خلل فتاد به تركيب كاف و نون « 6 » آمادهء قيامت موعود هر كسى * ايزد مگر به وعده وفا مىكند كنون ! گفتم : محرم است نمود از شفق هلال * چون ناخنى كه غمزده آلايدش به خون يا گوشواره‌اى ، كه سپهرش ز گوش عرش * هر ساله در عزاى شه دين كند برون يا ساغرى است پيش لب آورده آفتاب * بر ياد شاه تشنه‌لبان ، كرده سرنگون جان اميرِ بدر و روانِ شه حنين * سالار سرورانِ سر از تن جدا ، حسين افتاد رايتِ « 7 » صف پيكار كربلا * لب‌تشنه : صيد وادىِ خونخوار كربلا آن روز ، روز آل نبى تيره شد ، كه تافت * چون مهر از سنان ، « 8 » سر سردار كربلا پژمرده : غنچهء لب گلگونش از عطش * وز خونش آب خورده : خس و خار كربلا لخت جگر : نوالهء « 9 » طفلان بىپدر * وز آب ديده : شربت بيمار كربلا

--> ( 1 ) . خورشيد ( 2 ) . كلاهخود ( 3 ) . جامهء مخصوص رزم ( 4 ) . مراد : آب و باد و خاك و آتش ( 5 ) . منظور : افلاك هفتگانه ( 6 ) . كنايه از كلمهء « كن » و يا عالم هستى و كون ( 7 ) . پرچم ، علم ( 8 ) . سرنيزه ( 9 ) . لقمه‌اى از خوراك