محمد على مجاهدى

23

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

ديوان ناصر خسرو داراى يازده هزار بيت است كه در دو قالب قصيده و قطعه سروده شده ، و دو مثنوى پندآموز او به اسامى روشنايىنامه و سعادت‌نامه موسوم است . معروف‌ترين آثار وى عبارتند از : وجه‌دين ، الاكسير الاعظم در حكمت ، زاد المسافرين در بيان عقايد اسماعيليه ، سفرنامه كه شرح مسافرتهاى عديدهء اوست و خوان اخوان در تبليغ عقايد دينى خود . « 1 » وى در عمر خود ، ثناى كسى را نگفت و جز در مناقب آل اللّه شعر مناقبى نسرود . شيوهء شعرى او سبك خراسانى است و آثار او از متانت ، استوارى و سختگى خاصى برخوردار است . وى در مذمت حاكمان عشرت‌طلب و محتسبان شرابخوارهء عصر خويش مىگويد : حاكم ، در جلوهء خوبان به روز * نيمشبان ، محتسب اندر شراب خون حسين ، آن بچشد در صبوح ! * وين بخورد ز اشتر صالح ، كباب « 2 » ! ناصر خسرو در قصيدهء مناقبى خود در ستايش رسول گرامى اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم از امام حسن و امام حسين عليهما السلام به بزرگى ياد مىكند و ارادت قلبى خود را نسبت به آنان ابراز مىدارد : قرين محمد كه بود ؟ آن‌كه جفتش * نبودى مگر حور عين محمد ازين حور عين و قرين گشت پيدا * حسين و حسن ، شين و سين محمد حسين و حسن را شناسم حقيقت * به دو جْهان ، گل و ياسمين محمد چنين ياسمين و گل اندر دو عالم * كجا رُست جز در زمين محمد ؟ نيارم گزيدن همى مر كسى را * بر اين هردوان نازنين محمد « 3 » و در قصيدهء سختهء ديگرى ، اين دو وجود نازنين را سرور جوانان بهشت معرفى مىكند و در بيان اين امر از كلام رسول خدا سود مىجويد : جوانى ستوده است ، مدحت مر او را * بس است و جز اين نيستش هيچ مفخر كه : سادات جمع جوانان جنت * نبى گفت : هستند شُبَّير « 4 » و شُبَّر « 5 »

--> ( 1 ) . دويست سخنور ، ص 417 تا 420 . ( 2 ) . ديوان اشعار حكيم ناصر خسرو قباديانى ، با تصحيح حاجى سيد نصر اللّه تقوى ، به انضمام روشنايىنامه و سعادت نامه ، چاپخانهء گيلان ، تهران 1339 ، ص 39 . ( 3 ) . همان ، ص 103 . ( 4 ) . نام عبرى امام حسين ( عليه السلام ) ( 5 ) . نام عبرى امام حسن ( عليه السلام ) ، همان ، ص 150 .