محمد على مجاهدى

194

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

بنابر نوشتهء تذكره‌نويسان ، جوياى تبريزى با سالك يزدى ، سالك قزوينى و كليم كاشانى معاصر و معاشر بوده است . « 1 » ديوان چاپى وى در هفت بخش و در 452 صفحه تنظيم شده است : غزلها ، قصايد ، ترجيع بندها ، مثنوىها ، رباعيات ، قطعات و رقعات . سبك شعرى جوياى تبريزى از چهره‌هاى نامدار و مطرح در سبك اصفهانى به شمار مىرود و در شعر او مضامين رنگين و بديع ، نازك‌انديشى و تصويرهاى ناب به وفور يافت مىشود و همان گونه كه گفتيم در شعر از سبك صائب پيروى مىكرده است . دامنهء تأثير اشعار عاشورايى جوياى تبريزى قصايد بلندى در ستايش رسول خدا ، امام على ، حضرت صديقهء طاهره ، امام حسين ، امام زين العابدين ، امام محمد باقر ، امام موسى كاظم ، امام صادق ، امام جواد ، امام رضا ، امام حسن مجتبى ، امام حسن عسكرى و امام زمان ( عليهم السلام ) سروده « 2 » و اغلب اين قصايد آيينى ، غزلى هموزن و همرديف و همقافيه را به دنبال دارد كه مىتوان عنوان غزل - قصيده را براى آنها برگزيد ، امّا غزل - مثنوىهاى شعراى امثال جوياى تبريزى چندان تازگى ندارد ، چرا كه در پيشينهء « ساقىنامه‌سرايى » نيز به بسيارى از ساقىنامه‌ها ( در قالب مثنوى ) برمىخوريم كه يك يا چند غزل را با خود دارند . كسانى كه مايل به تحقيق در اين‌باره هستند مىتوانند به تذكرهء ميخانه تأليف ملا عبد النبى فخر الزمان قزوينى و تذكرهء پيمانه تأليف احمد گلچين معانى مراجعه نمايند . از وى دو قصيدهء بلند و شيواى مناقبى در ستايش حضرت سيد الشهداء در دست است كه يكى مرّدف به « گوهر » و ديگرى غير مردّف است ، و نيز قطعه شعرى شش بيتى در توصيف كربلا دارد كه سرشار از مضامين بلند و رنگين است و ارادت زايد الوصف او را به آن وجود نازنين

--> ( 1 ) . ديوان جويا تبريزى ، به اهتمام پرويز عباسى داكانى چاپ اول ، ( انتشارات برگ ، تهران ، سال 1378 ) ، ص 22 تا 24 . براى آشنايى بيشتر با شرح احوال و آثار او مىتوان به منابعى همچون : تاريخ كبير كشمير تأليف محى الدين مسكين ، تاريخ كشمير اعظمى تأليف خواجه محمد اعظم شاه ، صبح گلشن تأليف سيد على حسن خان ، الذريعه تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى شمارهء 1303 ، منتخب اللطايف تأليف رحم على خان ايمان ، تذكرهء شعراى پارسى زبان كشمير نوشتهء عبد الحميد عرفانى و ديوان چاپى او كه به اهتمام اديب فرهيخته و پژوهشگر آقاى دكتر پرويز عباسى داكانى سامان يافته ، مراجعه كرد . ( 2 ) . همان ، از ص 311 تا 377 .