محمد على مجاهدى

183

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

برگزيدهء آثار عاشورايى واعظ قزوينى در جاى جاى ديوان خود ، ارادت به خاندان رسالت را اظهار كرده و قصايد بلند و رنگينى كه دربارهء حضرات معصومين ( عليهم السلام ) آفريده ، از امهات اشعار آيينى در پيشينهء سبك اصفهانى است . همو در اشعار ديگر خود نيز هر جا كه سخن اقتضا كرده ، باور زلال عاشورايى خود را در بستر خيال مضمون نگار جارى ساخته است : مىدهد افتادگى ، تسكين تندىهاى خصم * خاكساريها درين طوفان چو خاك كربلا است « 1 » * * * ما مجرمان كه تشنه‌لب آب رحمتيم * ما را به شاه تشنه‌لب كربلا ببخش « 2 » * * * خصم چون تندى كند ، افتادگى آن را رواست * خاكساريها درين طوفان چو خاك كربلا است « 3 » * * * خوى عالم سوز شاهان ، آتش نمرودى است * طينت پاكيزهء درويش ، خاك كربلا است « 4 » * * * به سرو رياض شهادت ، حسين * كه از وى جهانى است در شور و شين شهيدى كه تا صبحگاه جزا * به خون غلتد از وى دل و ديده‌ها گل صبح در ماتمش سينه‌چاك * شب از گردِ كُلفَت « 5 » به سر كرده خاك بود هر دل و سينه‌اى ز آن عزا * شهيدى جدا ، كربلايى جدا دگر شهدها ، زهر بادا به كام * شكفتن به دل ، خنده بر لب حرام « 6 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 61 . ( 2 ) . همان ، ص 269 . ( 3 ) . همان ، ص 426 . ( 4 ) . همان ، ص 457 . ( 5 ) . سختى - رنج ( 6 ) . همان ، ص 623 .