محمد على مجاهدى

164

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

از بس گريست ، پوست ز رخساره‌اش بريخت * شور آب ديده‌اش بن دندان فكار كرد از عقده‌هاى ظلمت و از عقبه‌هاى « 1 » تار * سجاد حق ، به گريهء خونين گذار كرد شد بر امامتش حجر كعبه ، معترف * با عمّ خود چو پيش حرم گير و دار كرد عبد الملك ، بر او به حقارت نگاه كرد * صحن حرم ، پر از گهر شاهوار كرد پنجاه و هفت سال ، بر اين حال زنده بود * آخر وليد ، شربت زهرش به كار كرد « 2 » 15 . فياض لاهيجى ( ف 1072 ) زندگينامه حكيم ملا عبد الرزاق لاهيجى قمى ( متوفاى 1072 ه . ق ) در شمار مشهورترين حكما و علماى سدهء يازدهم هجرى است كه در عصر صفويه زندگى مىكرده است . اين حكيم نامدار ، اصالتا لاهيجانى است ولى به خاطر اقامت ديرپاى او در شهر قم به « قمى » نيز اشتهار يافته است . وى حكيمى است متشرع و متكلمى عارف و اديبى سخن‌سنج كه در علوم عقلى وجههء ممتازى دارد . وى فلسفه و حكمت را در محضر فيلسوف نامدار جهان اسلام ، يعنى صدر المتألهين ، ملا صدراى شيرازى ( متوفاى 1050 ه . ق ) تلمذ كرده و بعدها به افتخار دامادى استاد خويش درآمده است . ملا صدرا براى ملا عبد الرزاق تخلص « فياض » و براى داماد ديگرش : ملا محسن فيض كاشانى ( 1006 - 1090 ق ) تخلص شعرى « فيض » را برگزيده است . از شاگردان معروف « فياض » مىتوان از فرزند دانشورش ميرزا حسن مؤلف شمع يقين و حكيم نامدار : قاضى سعيد قمى مؤلف آثار گرانسنگى همچون كليد بهشت نام برد . « فياض » داراى تأليفات ارزشمندى است كه از مهم‌ترين آنها است : 1 . گوهر مراد ، در اثبات اصول عقايد اماميه . 2 . سرمايهء ايمان ، منتخب گوهر مراد .

--> ( 1 ) . به فتح اول و دوم به معناى گردنه و راه دشوار در بالاى كوه است ، در اينجا بايد به ضرورت شعرى حرف دوم را ساكن تلفظ كرد . ( 2 ) . ديوان نظيرى نيشابورى ، به تصحيح دكتر مظاهر مصفا ( انتشارات امير كبير ، سال 1340 ) ، ص 553 و 554 .