محمد على مجاهدى
137
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
بر روى سنگ مزار او نگاشتهاند : هو الباقى و كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ له قدس سره : دوش از غم عمر رفته در منزل خويش * در فكر فرو شدم دمى با دل خويش از حاصل عمر در كفم هيچ نبود * شرمنده شدم ز عمر بيحاصل خويش فى تاريخه رحمه اللّه : در ميان فضلا و شعرا * پير باصدق و صفا بود اهلى رفت با مهر على از عالم * پيرو آل عبا بود اهلى سال فوتش ز خرد جستم ، گفت : * ( پادشاه شعرا بود اهلى ) كه سال 942 - سال درگذشت اهلى - از آن به دست مىآيد . وى با تأثيرپذيرى از مجمع البحرين منظومهء كاتبى شيرازى ، مثنوى سحر حلال را سرود كه حدود 528 بيت دارد و تمامى ابيات آن را مىتوان در دو بحر عروضى خواند . اين مثنوى كه سرشار از آرايههاى لفظى و معنوى و صنعت تجنيس مىباشد شهرت بلامنازعى را در ميان اهل ادب براى او فراهم آورده است : پيرو حيدر شو و همرنگ آل * تا دمد از روى تو هم ، رنگ آل حيدر والاگهر آن سرفراز * كامده نور حقش از در ، فراز رهرو حق آمد و ، همراه حق * هم حق ازو اظهر و هم راه حق چون على اندر ره دين راهبر * نيست جز آل على ، اين راه بر مه : نبى و كوكب دين : اهل بيت * سايهء وحى نبى : اين اهل بيت پيرو ايشان شو و ، در آن جهان * رخش دل اندر صف مردان جهان هر كه شد او سائل ازين خاندان * حاجت او حاصل ازين خانه دان وى با هلالى استرآبادى ( ف 936 ه . ق ) شهيد قمى ( ف 936 ه . ق ) ، مكتبى شيرازى ( سدهء نهم و دهم ) ، هاتفى خرجردى ( ف 927 ه . ق ) اهلى خراسانى ( سدهء دهم ) و اميدى تهرانى ( ف 929 ه . ق ) معاصر بوده است . « 1 »
--> ( 1 ) . دويست سخنور ، ص 48 و 49 ؛ و كليات اشعار مولانا اهلى شيرازى ، به كوشش حامد ربانى ، انتشارات كتابخانهء -