محمد على مجاهدى

127

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

سحاب : قطره باران حسين : سر بخشيد * عطاى ابر كجا و كجا عطاى حسين ؟ ! ز بيم ورطه توفان نمىتواند رست * جز آن‌كه هست درين ورطه آشناى حسين گداى حضرت او شو كه عاقبت روزى * به پادشاهى عقبى رسد گداى حسين اگر رضاى خدا و رسول مىطلبى * متاب روى ارادت تو از رضاى حسين مطيع راى تو رضوان بود اگر باشى * به اعتقاد چو رضوان مطيع راى حسين ولايت دل خويشم از آن پسند آمد * كه شد ولايت او مسكن ولاى حسين به باغ منقبت آل مصطفى ، امروز * منم چو بلبل خوشخوان سخن سراى حسين ز سدره درگذرد پايه معارج من * چو من مديح سگالم به منتهاى حسين خموش ( ابن حسام ) ؟ ! اين سخن نه لايق توست * ستايش تو كجا و كجا ثناى حسين ؟ ! هزار سال اگر از لامكان گذريابى * كجا رسيد توانى به كبرياى حسين مُهيمنا ! به دعايى كه خواند پيغمبر * كه ياد كرد در او صفوت و صفاى حسين به مادر و پدر اوى و جدّ اوى و بنيه * بدان برادر معصوم مجتباى حسين كز آفتاب قيامت مرا پناهى ده * به زير سايه دامن‌كِش لواى حسين « 1 » 8 . ابو المؤيّد خوارزمى زندگينامه از ابو المؤيّد خوارزمى همين مقدارى مىدانيم كه مؤلف مقتل فارسى نور الائمه است و ملا حسين واعظ كاشفى ( متوفاى 910 ه . ق ) در روضة الشّهداى خود به مناسبت در چند جا از مقتل او نام مىبرد و ابياتى از مرثيه‌هاى عاشورايى وى را نقل مىكند . چون به اين مقتل دسترسى نداريم و ظاهرا در كشمكش حوادث از ميان رفته باشد نمىتوانيم از تاريخ‌نگارش و يا كتابت آن سخنى به ميان آوريم و حدود سال‌هاى زندگى اين شاعر گمنام را مشخص كنيم . ولى در قدمت مقتل فارسى نور الائمه او بر روضة الشهداى ملا حسين واعظ كاشفى نمىتوان ترديد كرد و پيداست كه ابو المؤيّد خوارزمى پيش از سال‌هاى پايانى سده نهم مىزيسته و اى بسا كه در سده‌هاى پيشتر از آن زندگى مىكرده است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 223 تا 225 .