محمد على مجاهدى

120

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

يا امام المسلمين ! از ما عنايت وامگير * خود تو مىدانى كه ( سلمان ) بنده آل عباست نسبت من با شما اكنون درين ابيات نيست * مصطفى فرمود : سلمان هم ز اهل بيت ماست روضةات را من هوادارم به جان قنديل‌وار * آتشين دل در برم دايم معلّق زين هواست خدمتى لايق نمىآيد ز من بهر نثار * خُرده‌اى آورده‌ام و آن : دُرِّ منظوم ثناست هر كسى را دست بر چيزى و ما را بر دعا * رد مكن چون دست اين درويش مسكين بر دعاست يا ابا عبد اللّه ! از لطف تو حاجاتِ همه * چون روا شد حاجت ما گر برآيد هم رواست « 1 » 7 . ابن حسام خوسفى ( 783 - 875 ) زندگينامه نامش محمد فرزند حسام الدين حسن و با تخلص ( ابن حسام ) از شعراى بلندآوازه آيينى در سده نهم هجرى است كه به سال 782 يا 873 ه . ق در خوسف واقع در 35 كيلومترى جنوب غربى بيرجند به دنيا آمد . وى در علوم متداول زمانهء خود از قبيل : صرف ، نحو ، معانى و بيان ، نجوم ، تاريخ ، تفسير ، حديث و علم رجال و انساب دستى به تمام داشته و آموخته‌هاى علمى وى در سروده‌هاى او بازتاب دامنه‌دارى پيدا كرده است . حسامى واعظ در مزارنامه خود او را از شاگردان امير سيد محمد شيرازى معرّفى مىكند كه از استادش رخصت حديث يافته و مرحوم سعيد نفيسى در « تاريخ نظم و نثر فارسى » وى را از اصحاب صدر الدّين رواسى دانسته‌اند و مرحوم على اكبر دهخدا در لغت‌نامه دهخدا ، صدر الدين رواسى را از خلفاى شيخ زين الدّين خوافى معرفى مىكند كه از علوم ظاهرى و باطنى بهره‌مند بوده است . ابن حسام بنا به نوشته تذكره‌نويسان علاوه بر كمالات صورى به وارستگى و زهد و تقوا و قناعت و مناعت طبع نيز موصوف بوده و از راه كشاورزى امرار معاش مىكرده و از مجالست با اهل زر و زور به دور بوده است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 33 و 34 .