محمد على مجاهدى

106

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

اى ( سنايى ) ! با سنايى هر زمان * چنگ در آل عبا خواهم زدن « 1 » * * * برگِ بىبرگى ندارى ، لاف درويشى مزن * رخ چو عياران ندارى ، جان چو نامردان مكن سر برآر از گلشن تحقيق ، تا در كوى دين * كشتگان زنده بينى انجمن در انجمن در يكى صف كشتگان بينى به تيغى چون : حسين * در دگر صف ، خستگان بينى به زهرى چون : حسن « 2 » * * * چندگويى ز حال غير ، كه قال * قالِ بيحال ، عار باشد و شين چون ( سنايى ) ز خود نه منقطعى * چه حكايت كنى ز حال حسين ؟ ! « 3 » * * * سراسر ، جمله عالم پر ز شيرست * ولى شيرى چو حيدر باسخا ، كو ؟ سراسر ، جمله عالم پرزنانند * زنى چون فاطمه ، خير النسا كو ؟ سراسر ، جمله عالم پر شهيدست * شهيدى چون حسين كربلا ، كو ؟ « 4 » * * * دين ، حسين توست ، آزو آرزو خوك و سگ است * تشنه ، اين را مىكشى ، و آن هردو را مىپرورى ! بر يزيد و شمر ملعون ، چون همى لعنت كنى ؟ * چون حسين خويش را شمر و يزيد ديگرى ! « 5 » برگزيدهء آثار عاشورايى حكيم در مثنوى حديقة الحقيقه و شريعة الطريقهء خود كه به الهىنامه نيز موسوم است ، بخش مستقلى را به امام حسين و جريان شهادت آن حضرت اختصاص داده كه به نقل آن مىپردازيم :

--> ( 1 ) . همان ، ص 480 . ( 2 ) . همان ، ص 485 . ( 3 ) . همان ، ص 552 . ( 4 ) . همان ، ص 571 . ( 5 ) . همان ، ص 655 .