محمد على مجاهدى

54

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

محمّد على مجاهدى ( پروانه ) كعبهء مقصود بسر آمد شب هجران و سحر نزديك است * صبر كن ، صبر كه هنگام ظفر نزديك است رحمى اى باد خزان كز اثر همت اشك * نونهالى كه نشاندم به ثمر نزديك است همه را در رخ ياران نگران مىبينم * مگر اين قافله را وقت سفر نزديك است ؟ وقت آنست كه همت طلبيم از درِ دوست * كه بس از قافله دوريم و خطر نزديك است گر چه دور است ره كعبهء مقصود ، ولى * آزموديم كه بر اهل نظر نزديك است ناله‌هاى جرس قافله پر شور شده‌ست * همسفر ! كعبهء مقصود مگر نزديك است ؟