محمد على مجاهدى
46
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
محمود شاهرخى ( جذبه ) مبشّران ظهور شكفت غنچه و بنشست گل به بار ، بيا * دميد لاله و سُورى زهر كنار ، بيا بهار آمد و نشكفت باغ خاطر ما * تو اى روان سحر ، روح نوبهار ، بيا مگر چه مايه بود صبر ، عاشقان تو را ؟ * ز حد گذشت دگر رنج انتظار ، بيا زهر كرانه شقايق دميده از دل خاك * پى تسلّى دلهاى داغدار ، بيا ز عاشقان بلاكش نظر دريغ مدار * فروغ ديدهء نرگس ! به لاله زار ، بيا ز منجنيق فلك سنگ فتنه مىبارد * مباد آنكه فرو ريزد اين حصار ، بيا