محمد على مجاهدى

39

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

ديد بايد تا به كى اى حجّت حق در جهان * بر مسلمانان مسلّط خصم رسواى تو را ؟ داد نيروى خدائى از پى احياى دين * ايزد دادار ، بازوى تواناى تو را عمر عالم خواهد آيد بر سر امّا تا به حشر * مادر گيتى نخواهد زاد همتاى تو را گشت روشن ديدهء احباب از ميلاد تو * گو كه غيرت كور سازد چشم اعداى تو را دُرد نوشان غمت تا روز محشر سرخوشند * نيست مخمورى ز پى ، سرمست صهباى تو را تا زدى دم از ولاى حجّت يزدان « فتى » * مىستايند اهل ايمان طبع والاى تو را با خط زرّين به تاريخ جهان كردند ثبت * در مديح حجّت حق ، شعر شيواى تو را از حساب روز محشر از چه پروا مىكنى ؟ * بس بود اين چامه زادراه ، فرداى تو را