محمد على مجاهدى
33
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
فروغى بسطامى كى رفتهاى ز دل ؟ ! كى رفتهاى ز دل كه تمنَّا كنم تو را * كى بودهاى نهفته كه پيدا كنم تو را غيبت نكردهاى كه شوم طالب حُضور * پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را بالاى خود در آينهء چشم من ببين * تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را مستانه كاش در حرم و دير بگذرى * تا قبلهگاه مؤمن و ترسا كنم تو را خواهم شبى نقاب ز رويت برافگنم * خورشيد كعبه ، ماه كليسا كنم تو را