محمد على مجاهدى
18
خوشه هاى طلائى ( فارسي )
حوادث ، مجال تفكّر را از كشتى شكستگان بىناخداى گرفته است . بشر دچار سردرگمى عجيبى شده و براى رهايى خود در جستجوى يك منجى تمام عيار است ، هر امّتى مصلح دادگرى را مىطلبد كه به اين همه نابسامانيها پايان بخشيده ، دست او را بگيرد و او را از اين ظلمت برهوت بيرون كشد . مرزها را از ميان بردارد و جغرافياى جهان را تغيير دهد . مدينهء فاضلهاى بسازد كه شهروندان آن ، انسانهاى وارستهاى باشند از قيد و بند تعلّقات رسته ، انسانهاى طالب كمال و جوياى حقيقت ، انسانهاى متعالى . مصلحى كه ره آورد قيام جهانى او ، ساختن يك جامعهء توحيدى است . جامعهاى كه در سايهء انديشهء توحيدى ، جمال حقيقت را با تمام وجود به تماشا بنشيند . جامعهاى كه مفاهيم خير و صلاح و نيكبختى و سعادت ، اين واژههاى مهجور فرهنگ بشرى را ، از نزديك لمس كند و برداشت اساطيرى از اين واژهها را به برداشتى ملموس و عينى مبدّل نمايد . جامعهاى كه عدالت را با تمامى ابعاد آن از بن دندان پذيرا باشد و تيغ نهادن بر فرق على ( ع ) - اين عدل مجسّم - را